اندیشه ، فلسفه
  • نخستین زنان فیلسوف داگ هاربِنشْرود
    من به پا خاسته‌ام تا تو را به چالش دعوت کنم یایناوالکیا! با دو پرسش، درست مثل یک سلحشور بی‌رحم… که زهِ کمانش را سخت می‌کشد و دو تیر مهلک در دست دیگرش دارد، به پا می‌خیزم تا دشمن را به چالش دعوت
  • اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملکیان، مقصود فراستخواه و امیر اکرمی
    محسن آزموده| متاسفانه اخلاق در عرف جامعه ما به معنای مجموعه‌ای از باید و نبایدهای نیک‌خواهانه اما بدون مبنا فروکاسته شده و وقتی کسی دم از اخلاق می‌زند، ذهن همگان به سمت انبانی از نصایح و توصیه‌های
  • انسان و هستی بهرام حبیبی
    همه هستی، از ته تیره خاک تا روشنای آسمان، طربخانه زندگی است .غور در پدیده های طبیعت، کشف نظم قانونمندِ ترکیبِ هستیِ بیجان، روند تکامل از موجودات ذره ای تا به انسان هوشمند و روابط زنده و معقولی که بین
  • افول دموکراسی در سراسر جهان اَدَم فارِست
    به نظرِ اندیشکده‌ی «خانه‌ی آزادی»، افول دموکراسی در سراسر جهان «نگران‌کننده» است و شمار فزاینده‌ای از کشورها به سوی حکومت اقتدارگرایانه گام برمی‌دارند. یافته‌های گزارش سالانه‌ی این سازمان آمریکایی،
  • دو مفهوم عقل در تاریخ اندیشه
    نوشتار مختصر حاضر از سه بخش تشكیل شده است. در بخش نخست مقدمه‌ای درباره‌ی ابهام مفهوم عقلانیت به دست خواهم داد و بعد برای رفع این ابهام دو قسم «جزمی» و «نقادانه»ی عقلانیت را از هم بازخواهم شناخت و در
  • در زیر سنگفرش، ساحل آرمیده است: تأملاتی در باب میراث مکتب فرانکفورت سیلا بن‌حبیب
    مه 1968 سرآغاز بیداری سیاسی نسل من بود. در آن زمان دانشجوی کالج آمریکایی دختران در استانبول بودم و به عنوان دختر جوانی یهودی در جامعه‌ای با اکثریت مسلمان و به سبب غلیان آمریکاستیزیِ ناشی از جنگ
  • بیایید به کلیشه‌ها خلاقانه بنگریم نانا آریل
    در باره‌ی کلیشه‌‌ها یک چیز قطعیت دارد و آن این است که نباید از کاربرد آن‌‌ها بدتان بیاید. استفاده از کلیشه‌‌ها را معمولاً نشانه‌‌ی اندیشه‌ی‌‌ بی‌مایه و عاری از خلاقیت می‌شمارند. خوشبختانه، اگر یک
تجددگرايی
  • برای اصلاح ایران، باید از اصلاح فرهنگی شروع کنیم ماشاءالله آجودانی در گفتگو با محمد حیدری
    در ادامه‌ی گفت‌وگو‌‌های آسو درباره‌ی مسائل بنیادی ایران، ماشالله آجودانی می‌گوید یکی از مهم‌ترین مسائل ما این است که بیش از اصلاح فرهنگ به تغییر سیاسی اهمیت دادیم و فکر کردیم که با سیاست می‌توانیم
  • خردگرایی و روشنگری
    واژه خرد گرایی هنگامی که در ارتباط با متفکران و فیلسوفان قرن هفده اروپا نظیر رنه دکارت، باروخ اسپینوزا، و گوتفرید لایب‌نیتس به کار رود، به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ است این
  • دولت پژمرده؛ انسان – دولت با نشاط [ دکتر مهدی مطهرنیا
    مقدمه : شتاب روزافزون انسان در گذار از دهلیزهای هزارتو در توی علم، و فناوری؛ و گذار پی در پی از پوسته های جور واجور شعور متعارف، به سرعت شتاب را نیز از گویایی بازمی دارد. نیاز به کاربرد «ریشتر»[2]،
  • احساسات، موضوع جدید پژوهش‌های اجتماعی گفتگو با جوزف بن پترزل
    در اواخر قرن نوزدهم میلادی، بسیاری از نویسندگان معاصر در هر دو شهر برلین و قاهره از تغییرات شهری با عبارات مشابهی یاد کردند و همگی بر این باور بودند که این تغییرات بر احساسات مردم تاثیرات بزرگی
  • در آینه انديشه
    چيزى كه تمام پرسش‌ها و پژوهش‌های «محمد ضيمران» را صورت‌بندی می‌کند همان بحث كهنه و کلیشه‌ای «سنت و مدرنيته» است كه البته او با سنجه و نگره جديدى سراغ آن رفته و به دریافت‌های ديگرى از آن رسيده است. او
تاریخ
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت هفدهم) زهره روحی
    با وجود اعمال غیر قانونی رضا خان ، وی در آبان 1302 به مقام نخست وزیری می‌رسد و حتی قبل از افتتاح مجلس پنجم (22 بهمن 1302)، پیشاپیش اکثریت اعضاء مجلس را که از اصلاح طلبان غیر مذهبی بودند، موافق با خود
  • سرگذشت عجیب ملکه‌ استر: از دربار هخامنشی تا کاخ سفید علیرضا اشراقی
    یکی از پندهایی که از گذشته می‌شود گرفت این است که به ندرت کسی از گذشته پند می‌گیرد. اما با کمی زحمت می‌توان گذشته را طوری ارایه کرد تا مخاطب پندی را که می‌خواهیم از آن بگیرد. برای چنین‌کاری لازم است
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت پانزدهم) زهره روحی
    اگر همه اینها، جهت زدودن تبعیض اجتماعی از اقشار مختلف بوده، اگر روحانیان به این دلیل از مصدرهای قدرتی خویش پایین کشیده شدند تا «عدالت اجتماعی»، و برابری حقوق همگان، در جامعه حضور یابد، خوب است بدانیم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 6
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران تلقی آیات نجف از امر به معروف و نهی از منکر نیز برخاسته از دریافت مدنی وعرفی آنان از حکمی شرعی است. آخوند خراسانی ، در پاسخ به استفتایی در باره ” لزوم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 5
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران جنبش مشروطه خواهی مردم ایران ، به خلاف آن چه اهل ایدئولوژی نسنجیده گفته اند، گامی فراتر در غربزدگی نبود. پرچم غربزدگی نیز با مشروطیت ” بر بام سرای این
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 4
    موضوع ” مشروعه شدن مشروطه ” نبود، مناقشه اساسی این بود که تا چه مقیاسی می توان اصول عقلایی علوم شرعی را در جهت مشروعیت مشروطیت متحول کرد؟رویارویی میرزای نائینی و شیخ فضل الله رویارویی دو
آمار بازدید سایت
0001999
Visit Today : 52
Visit Yesterday : 73
This Month : 1999
Who's Online : 2

پس از فروریختنِ دیوارِ برلین که به وحدت آلمان انجامید، قرن ۲۱ نوید دورانی بدون مرز و دیوار را می‌داد. اما این روزها انگار دیوارها و نرده‌های مرزی در حال بازگشت‌اند، دیوارهایی که گویی قرار است همه‌ی مشکلاتِ بشر را حل کنند. دیوارهایی که نظم و حاکمیت ملی را وعده می‌دهند و قرار است از ورودِ مهاجران غیرقانونی جلوگیری کنند. در این یادداشت که اقتباسی است از مقاله‌ی «از دیوارها و انسان‌ها» به قلم تورستن کورنر، نویسنده‌ی آلمانی‌زبان و از اعضای هیئت داوران جایزه‌ی گریمه، دیوار به عنوان پدیده‌ای که دوباره به عرصه‌ی عمومی بازگشته از زوایای مختلف بررسی می‌شود. دیواری که با خاصیت جداسازانه‌اش انسان‌ها را به خودی/غیرخودی، بیرونی/داخلی، سیاه/سفید، بیگانه/آشنا تقسیم می‌کند و با واضح‌سازیِ سطحی‌اش فهم جهان را برای ذهنِ بشر آسان می‌کند. دیوار، وکیل مدافعِ شیطان[1] برای دولتِ ملی امروز است و همان‌قدر که مانعِ ورود دیگران می‌شود، خودی‌ها را از جهان بیرون محروم می‌سازد.

موسیقی و فروریختنِ دیوار

پال وِلر، خواننده و آهنگساز انگلیسی، به قدرت وحدت‌بخشِ موسیقی پاپ باور داشت. وی همراه با گروه «استایل کانسیل»[2] در سال ۱۹۸۵ و چهار سال پیش از فروریختن دیوار برلین با انتشار ترانه‌ی «دیوارها فرو میریزند» تاریخ‌ساز شد. موزیک‌ویدیوی این ترانه اعضای گروه را در حالی به تصویر می‌کشد که با انرژی و سرزندگیِ فوق‌العاده‌ای در خیابان‌های ورشو می‌دَوند، می‌خندند و می‌خوانند: «وحدت قدرتی نیرومند است، دیوارها فرو می‌ریزند.»

انتخاب ورشو به عنوان محل فیلم‌برداری این موزیک‌ویدیو بی‌دلیل نبود. شهری که پس از جنگ جهانی دوم و اشغال آن توسط ارتش نازی دست به دست شده و در آن زمان تحت تسلط ارتش سرخ قرار داشت. چهره‌های سرد مردم در خیابان‌ها و در مرکز فرهنگیِ محل اجرای ترانه در موزیک‌ویدیوی مذکور کاملاً در تضاد با روحیه‌ی سرزنده و امیدبخش اعضای گروه‌ «استایل کانسیل» قرار دارد. گویی اعضای این گروه با این ترانه پایان دوران جنگ سرد و سقوط پرده‌ی آهنین را پیش‌بینی کرده و آغاز دورانی بی‌مرز و بی‌دیوار را به مردم ورشو وعده می‌دادند. جدایی لهستان، چکسلواکی و مجارستان از پیمان ورشو در سال ۱۹۹۱ را می‌توان عملاً پایان دوران اعتبار پیمان ورشو تلقی کرد. پرده‌ی آهنین اصطلاحی است که پس از جنگ جهانی دوم و تا سال ۱۹۹۱ کشورهای عضو پیمان ورشو را از کشورهای عضو ناتو جدا می‌کرد.

شعف و سرورِ موزیک‌ویدیوی «دیوارها فرو می‌ریزند»، نمایش‌گرِ انرژی نسل جوانی است که بی‌صبرانه منتظر دورانی بی‌مرز هستند. دو سال بعد و در سال ۱۹۸۷ بود که رونالد ریگان رئیس جمهور وقت ایالات متحده، در سخنرانی تاریخی‌اش در برلین گفت: «آقای گورباچف! این دیوار را در هم بشکن.» پس از فروریختن دیوار برلین بود که فرانسیس فوکویاما، فیلسوف آمریکایی، ایده‌ی «پایان تاریخ» و تسلط لیبرال دموکراسی به عنوان جریانی غالب را مطرح کرد. به نظر می‌رسید که دوران دیوارها و تقسیم جهان به شرق و غرب به انتها رسیده است.

بازگشت انسان – دیوار[3]

در دوران پوپولیسم و صحبت دوباره از بنای دیوارهایی میان ملل و اقوام مختلف، انگار انسان-دیواری جدید پا به عرصه‌ی وجود گذاشته که با بنای دیوارِ اطرافش سعی در نجات خود دارد، غافل از این‌که با کشیدنِ این دیوار، اول از همه خود را زندانی می‌کند.

«مهم‌ترین علت سربرافراشتن دیوارها در اروپا، موج پناهجویان است. این موضوع هم‌زمان از چند‌دستگی در اتحادیه‌ی اروپا حکایت می‌کند. دیوار مورد نظر ترامپ که قرار است مرز میان ایالات متحده و مکزیک را مستحکم‌تر سازد از ورود پناهجویان از سمت جنوب جلوگیری خواهد کرد. ایده‌ی این دیوار از احساس ترس‌های نهفته‌ (سوء) استفاده می‌کند.»[4] هراس از تغییر و حضور دیگرانی ناشناس است که افراد را برای نجاتِ خود به تکاپو می‌اندازد.

«به جای درهم شکستن دیوارها مرزهای جدیدی نمایان می‌شوند. در جهان ۷۰ دیوار یا پیش از این ساخته شده و یا در مرحله‌ی برنامه‌ریزی قرار دارند. این رقم پنج برابر زمانی است که دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ فرو ریخت. طول این دیوارهای مرزی در کل ۲۶ هزار کیلومتر است، یعنی یک دهم درازای تمامی مرزهای ملی جهان. مرزهایی که ممکن است عصر حجری به نظر برسند مثل دیوار مراکش در صحرای غربی یا دیوارهای فوق مدرنِ امنیتی میان عربستان سعودی و کشورهای همسایه‌اش.»[5]

دیوارهایی از احساس

دیوارهای مدرن نه تنها از سنگ و بتن بلکه از احساس ساخته شده‌اند. این دیوارها به شکلی نمادین، احساسات بد را به احساسات خوب تبدیل می‌کنند. دیوارها قرار است یکشبه احساس ترس را به حس اعتماد و ناامنی را به امنیت تبدیل کنند و احساساتی از قبیل سرگردانی و بحران هویت را از میان بردارند. وقتی ایده‌ی دیوار و علل وجودی آن را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم با کارکردِ نمادین و روان‌درمانی آن مواجه می‌شویم. فرانتز کافکا در داستان «هنگام بنای دیوار چین» (1917) تعلق‌خاطر جمعیِ ملت برای ساختن دیوار چین، اسرار و عقاید حول و حوش آن را توصیف می‌کند. در بخشی از داستان شخصیتی بی‌نام شروع به صحبت از دیوار به عنوان مرهمی جمعی می‌کند:

«… [ناظران ساختِ دیوار] زودتر از زمان لازم از خانه‌هایشان روانه شدند. نیمی از مردم روستا پا به پای‌شان مسیرهای طولانی را طی کردند. در هر مسیر، گروه‌هایی از مردم با پرچم‌هایشان حضور داشتند. هیچ‌گاه وطن‌شان را با این عظمت و ثروت و زیبایی ندیده بودند. هر هموطن برادری بود که برایش دیوار محافظی می‌ساختند. برادری که از صمیم قلب تا ابد قدردان آنها می‌شد.

فلسفه‌ی دیوار

در داستانِ‌ کافکا، خلق یا ملت تنها با بنای دیوار است که تصور تبدیل‌شدن به یک بدن واحد برایش ممکن می‌شود. فرد، خود را در یک کُل واحد پیدا کرده و با تصورِ تعلق به یک گروه یا جامعه، احساس امنیت و اطمینان خاطر می‌کند. دیوار، با کشیدن مرز است که بی‌مرزی را برای فرد ممکن می‌سازد. فرد «سینه به سینه» با دیگران می‌آمیزد، در حالی که خونش «گردش محدودِ بدن» را ترک گفته و در دیوار که برای او مثل شریان حیات است جاری می‌شود و در آن می‌تپد. انسان و دیوار یکی می‌شوند.

راویِ داستان در ادامه از ساخت دیوار به عنوان حقه‌ای برای ابراز وجود پرده بر می‌دارد: آن وحشیانی که دیوار قرار بود ملت را از آن‌ها محافظت کند، هرگز دیده نشدند. امپراتوری که قرار بود خلق را هدایت و با آنان همدلی کند، در دوردستی بی‌انتها زندگی می‌کرد و رهبر دانایی که از او سخن می‌رفت گُنگ و بی‌مهر بود.

داستان کافکا روایت استبدادِ ملتی است که برای خود هویتی با شعار «یک حکومت، یک خلق، یک رهبر» تعریف می‌کند. این در حالی است که در روایتِ کافکا، رهبر سیاسی گُنگ مانده و اثری از وی دیده نمی‌شود. در چنین وضعیتی، ساختن دیوار همچون مرهمی است بر زخم‌های بشرِ ناامید از سیاست. دیوارها از انسان‌هایی سر بر می‌آورند که هیچ‌کس را برای شنیدن حرف‌هایشان نیافته‌اند. دیوارهایی که قرار است آنها را از بربریت محافظت کنند و به آنان هویت و روایتی واحد ببخشند.

دیوار، وعده‌ی نجات

دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده‌ی آمریکا این روزها باز هم از ساخت دیوار مرزی با مکزیک صحبت می‌کند. اولین بار بیل کلینتون یکی از رئیس جمهورهای سابق ایالات متحده بود که در دهه‌ی ۹۰ میلادی، استحکام مرزهای آمریکا با مکزیک را آغاز کرد. اما این ترامپ بود که در کارزار انتخاباتی‌اش در سال ۲۰۱۶ بنای دیوارِ‌ مرزی را همچون وعده‌ای برای نجات‌ و التیامِ رأی‌دهندگان ارائه کرد.

ترامپ در یکی از سخنرانی‌هایش قبل از انتخابات: «ما دیوار عظیمی را در امتداد مرز جنوبی بنا خواهیم کرد.» تماشاچیان فریاد می‌زدند: «دیوار را بساز!‌ دیوار را بساز!»

ترامپ می‌پرسید: «چه‌کسی هزینه‌ی دیوار را خواهد پرداخت؟»

جمعیت فریاد می‌زدند: «مکزیک هزینه‌ی دیوار را خواهد پرداخت.»

کارزار انتخاباتی ترامپ ماه‌ها این‌گونه ادامه پیدا کرد و به نظر نمی‌رسید که کسی آن را جدی بگیرد. اما انگار دیواری که فقط حرف از آن می‌رفت و ایده‌ای تخیلی به نظر می‌رسید به آشتی مردم با سیاست انجامید. «اول آمریکا» شعار ترامپ بود و او با این شعار به رأی‌دهندگان پیام می‌داد که صدای آنها را می‌شنود و به آنها توجه می‌کند. همدردی، اما از نوع برعکس آن. این پناهجویان نبودند که به خاطر جنگ یا شرایطِ اقتصادی نامناسب به کمک و وعده‌ی نجات احتیاج داشتند بلکه این ما [رأی‌دهندگان] بودیم که به ناجی احتیاج داشتیم. این پناهجو نبود که به امنیت نیاز داشت بلکه ما [محلی‌ها] بودیم که میهن‌مان در خطر بود. شاید ترامپ بهتر از هر شخص دیگری روایت کافکا را درک کرده بود.

اقتصادِ دیوار

وندی براون، فیلسوف آمریکایی، در کتابش دولت‌های دیواردار، حکمرانی رو به زوال (2010) به اقتصادِ دیوار می‌پردازد. وی عقیده دارد که بنای دیوار دارای بُعدی روان‌شناختی است و مثل آرام‌بخشی است برای تسکینِ نیازِ بشر به ایمان و مذهب.

نظریه‌ی اصلیِ کتاب درباره‌ی حاکمیت رو به زوالِ ملت‌-دولت‌هایی است که در دوران جهانی‌شدن با معرکه‌ی تئاتروارِ بنای دیوار، سعی در جبران کمبودهای خود دارند. هرچند این دیوارها قرار است که نماد قدرت باشند اما در واقع، نشان‌دهنده‌ی ضعف حاکمیتِ سیاسی‌اند که از ناچاری به بنای این بُت‌های مدرن روی آورده است.

نویسنده‌ی اثر، دیوارها را ناکارآمد، پرهزینه و عامل ایجاد نفرت و تعصب می‌داند. حتی مشهورترین کارکردهای ادعاییِ این دیوارهای مرزی، مثل «جلوگیری از ورود مهاجران غیرقانونی»، هم با روش‌های مؤثرترِ دیگری از قبیل تدابیرِ مرزی پلیس یا فناوری‌های مدرنِ نظارت و شُنود جایگزین‌شدنی هستند. شاید بتوان گفت که دیوارها به نوعی خودنماییِ دولت‌ها هستند، نوعی خودنمایی برای جلب توجه شهروندان و انحراف افکار عمومی از کمبودها و انتقادها.

 

دیوارهای سریالی

اقتصاد جهانیِ دیوار، آرمان‌شهری نوستالژیک را وعده می‌دهد و دیوارهای امروزی روایت‌هایی پیچیده‌زُدا[6]، ترس‌آفرین و اسطوره‌ساز را ارائه می‌کنند. روایت‌هایی که آثارِ به‌روز فرهنگ پاپ را نیز به خود مشغول کرده‌اند. آثاری که دیوار در آن‌ها به عنوان موضوعی در خور تأمل نقش‌آفرینی می‌کند: سه‌گانه‌ی «ارباب حلقه‌ها»، «دیوار عظیم» محصول مشترک آمریکا و چین، اثر دلهره‌آور «جنگ جهانی آخر» یا مجموعه‌های پرطرفداری مثل «مردگان متحرک» یا «بازی تاج‌وتخت». در این روایت‌ها دیوارها، حصارها و مرزها با مفاهیمی همچون هویت و ایدئولوژی گره خورده‌اند.

دیوارهای تخیلیِ این روایت‌ها جهان‌‌ها را از یکدیگر جدا می‌کنند – و همچنین انسان‌ را از هیولا، شهروند را از اجنبی، دوست را از دشمن و تمدن را از طبیعت وحشی. گویی دیوارهای واقعی ماهیت‌شان را از دیوارهای تخیلیِ جعبه‌ی جادویی الهام گرفته‌اند.

انسان – دیوار و طرز فکرِ پناهگاهی

گرگ اِگیگیان، پژوهش‌گر فرهنگ و تاریخ، به بررسی زندگی روزمره‌ی شهروندان آلمان شرقی (دِ-دِ-اِر)[7] پرداخته و آن‌ها را «هومو مونیتوس»[8] می‌نامد. شهروندی که بدن و طرز فکرش توسط دیواری فیزیکی از دنیای بیرون جدا شده است. بشری که دیگران را ندیده و نشنیده و به‌واسطه‌ی همین دیوار متعصب شده و طرز فکری پناهگاهی[9] را در خود تقویت کرده است.

ظهور دوباره‌ی دیوارها می‌تواند زنگ خطری باشد برای ظهورِ انسان-دیواری جدید. انسانی که بنای دیوار و حصار را تشویق می‌کند، به این گمان که این دیوار وی را از امواج سریع‌السیر جهانی‌شدن، مهاجران، تروریسم و باندهای خلافکار محافظت خواهد کرد. گویی تمامیِ ترس‌ها و تهدیدها به آسانی و توسطِ یک دیوار، بیرون رانده می‌شود. اتفاقی که حتی در دنیای تخیلی مجموعه‌های تلویزیونی هم رخ نمی‌دهد.

بر اساسِ این جهان‌بینی، دنیا به دو دسته‌ی روشنایی و تاریکی، سالم و مریض، تمیز و کثیف تقسیم می‌شود. جهان‌بینی‌ای ساده و همه‌کس‌فهم. مثل جهان‌بینیِ مردم در مجموعه‌ی تلویزیونیِ «بازی تاج و تخت» که در آن طبقه‌ای نُخبه، برای پاک نگه‌داشتن جهانِ خود در مقابل تاریکی می‌ایستد.

در اواخر سال ۲۰۱۷ بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، ۲۵۸ میلیون مهاجر در جهان وجود داشت. گزارش دیگری نیز از وجود ۶۸.۵ میلیون پناهجو خبر می‌داد. هم‌زمان بعضی از کشورهای اروپایی و برخی از نمایندگان اتحادیه‌ی اروپا از «مستحکم‌سازی مرزها» سخن می‌گویند.

در نهایت، باید گفت که دیوارها فقط «بیرون»[10]را تعریف نمی‌کنند. آنها «درون» را نیز تعریف و تولید می‌کنند. دیوارها فقط بیرونی‌ها و خارجی‌ها را در خارج حبس نمی‌کنند. آنها خودی‌ها را نیز در داخل و این سوی دیوار حبس می‌کنند. وندی براون می‌پرسد: «چه‌وقت دیوارها به جای این که مثل خانه احساس آسودگی بیافرینند، مثل دیوارهای زندان تنگ‌کننده می‌شوند؟ چه‌وقت قلعه به زندان تبدیل می‌شود؟»

انتهای دیوار

چه‌چیز برایمان باقی مانده است؟ هراس از دیوار یا از آدم‌های آن طرف دیوار؟ قرن‌ها پیش، دیوارها وعده‌ی حفاظت، امنیت و پناه می‌دادند و همچنان می‌دهند. اگر امروز واقعاً باور داریم که در میان یک چهاردیواری بهشتی گمشده را خواهیم یافت، تنها خود را گول زده‌ایم و به همان هیولاهایی تبدیل شده‌ایم که می‌خواهیم بیرون نگه‌شان داریم.

دیوارها خدایان سنگیِ ما نیستند و سبب وحدت و یگانگی نمی‌شوند. شهروندان در جوامع متکثر همواره به‌رغم تفاوت‌های‌شان محترم بوده‌اند و هر اقدامی برای مرزبندی و دیوارسازی را با تلاش مضاعف برای یگانگی و وحدت پاسخ می‌داده‌اند. نگذاریم که دیوارها به جای ما صحبت کنند.

برگردان: حسام میثاقی

print
مقالات
  • پاسخ به کتاب آسیب شناسی یک شکست ، نوشتۀ علی میرفطروس حمیدرضا مسیبیان
    مدت­ها پیش مطالبی از « علی میرفطروس» با عنوان «آسیب شناسی یک شکست» دیده بودم که به شدت در تلاش بود تا با نسبت دادن دروغ­های مکرر به دکتر مصدق به خیال خودش او را تخطئه کرده و برای پهلوی تبلیغ نماید
  • روشنفکر ایرانی و قهرمان پرستی اسفندیار طبری
    در این نوشته از دو دیدگاه اسطوره ای و سیاسی به رابطه بین هیروییزم یا قهرمان پرستی‌ و روشنفکر ایرانی پرداخته می-‌ شود. از دیدگاه فرهنگی‌ روشنفکر در یک چهارچوب فرهنگی‌ مجاز، مجبور به اندیشیدن بوده است.
  • «نه» گفتن را هم یاد بگیریم کوروش‭ ‬ساسانی
    برای خیلی از ما پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیریم که می‌‍‍‌دانیم اگر یک «نه» بگوییم آسایش و آرامش زیادی را برای خود خریده‌ایم، اما نتوانسته‌ایم از این کلمۀ دو‌حرفی استفاده کنیم و آن را به زبان
  • جلال ایجادی: مدرنیته ناقص و زیانباری اسلام در ایران
    آیا ایران به مدرنیته نیازمند است؟ تلاش برای مدرنیته از زمان مشروطه آغاز شد و ناکام باقی ماند. رابطه ما با مدرنیته در تمدن غرب چگونه قابل تعریف است؟ آیا امروز دسترسی به مدرنیته در جامعه ما کماکان یک
  • آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار در حال احتضار نیست؟
    نوشتار زیر مشتمل بر دو بخش است؛ در بخش نخست، خُرده‌‌پرسش‌‌هایی اعتراضی به نسبت وضعیت فلاکت‌‌بار موجود و در خطاب با جناب استاد ملکیان طرح می‌‌شود تا زمینه برای پرسش انتقادی بزرگ‌تر از ایشان که در بخش
  • قیام فرانسه، چرا اکنون؟
    پس از سالها شکست اجتماعی، حالا یک جنبش منحصر به فرد دولت را وادار به کنار گذاشتن تعصب بودجه ای اش نموده است. با استفاده از تاکتیک های مناسب، جلیقه زردها در مباحث حفاظت از آب و هوا و قدرت خرید فریب
اقتصاد
محیط زیست
  • بیست گزاره اقلیمی در باره سیلاب ایران
    در قالب بیست گزاره کوتاه تلاش کرده‌ام به زبانی خیلی ساده وجوه اقلیمی سیل‌های اخیر را شرح دهم. بیشتر متمرکز بوده‌ام بر سوالات و ابهاماتی که در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد. امیدوارم روشنگر و پاسخگو
  • 30 سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت ایسنا
    رئیس انجمن جنگلبانان ایران، با بیان اینکه ۳۰ سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت، گفت: در استان گیلان راش و شاه بلوط دچار بیماری شده اند و در آینده نزدیک شاهد مرگ و میر دسته جمعی این گونه ها
  • دریای خزر، دریای مرده ایسنا
    بر اساس یافته‌های محققان کشور، تراز آب دریای خزر در سال‌های اخیر کاهش یافته است، ضمن آنکه انواع مواد آلاینده و فاضلاب‌های شهری و کشاورزی به این دریا وارد می‌شود که با افزایش بار آلی در بستر و کاهش
  • 10 حقیقت انکارناپذیر در مورد تغییرات اقلیمی کره‌ی زمین حسام میثاقی
    کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد که در ماه دسامبر سال ۲۰۱۸ و در شهر کاتوویس لهستان برگزار شد، با تصویب توافق‌نامه‌ای به کار خود پایان داد. در پایان این کنفرانس، نمایندگان بیش از ۱۹۰ کشور در
  • اقیانوسی سرشار از پلاستیک حسام میثاقی
    شاید برای شما هم پیش آمده که هنگام خرید میوه و سبزیجات، هر یک از انواع میوه را در کیسه‌های پلاستیکیِ جداگانه ریخته‌اید تا وزن‌کردن جداگانه‌ی میوه‌ها آسان‌تر شود. شاید شاهد بوده‌اید که نفر روبه‌روی
  • می‌شود مردم را زوری به بهشت سبز برد؟ علیرضا اشراقی
    آیا حمایت و حفاظت از محیط زیست با دموکراسی و حقوق ‌بشر تعارض دارد؟ به نظر که چنین نیست؛ در اسناد سازمان‌ ملل، این‌ها در یک‌راستا و مقوم یکدیگر تعریف شده‌اند. روندهای سیاسی در کشورهای مختلف جهان هم