اندیشه ، فلسفه
  • نخستین زنان فیلسوف داگ هاربِنشْرود
    من به پا خاسته‌ام تا تو را به چالش دعوت کنم یایناوالکیا! با دو پرسش، درست مثل یک سلحشور بی‌رحم… که زهِ کمانش را سخت می‌کشد و دو تیر مهلک در دست دیگرش دارد، به پا می‌خیزم تا دشمن را به چالش دعوت
  • اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملکیان، مقصود فراستخواه و امیر اکرمی
    محسن آزموده| متاسفانه اخلاق در عرف جامعه ما به معنای مجموعه‌ای از باید و نبایدهای نیک‌خواهانه اما بدون مبنا فروکاسته شده و وقتی کسی دم از اخلاق می‌زند، ذهن همگان به سمت انبانی از نصایح و توصیه‌های
  • انسان و هستی بهرام حبیبی
    همه هستی، از ته تیره خاک تا روشنای آسمان، طربخانه زندگی است .غور در پدیده های طبیعت، کشف نظم قانونمندِ ترکیبِ هستیِ بیجان، روند تکامل از موجودات ذره ای تا به انسان هوشمند و روابط زنده و معقولی که بین
  • افول دموکراسی در سراسر جهان اَدَم فارِست
    به نظرِ اندیشکده‌ی «خانه‌ی آزادی»، افول دموکراسی در سراسر جهان «نگران‌کننده» است و شمار فزاینده‌ای از کشورها به سوی حکومت اقتدارگرایانه گام برمی‌دارند. یافته‌های گزارش سالانه‌ی این سازمان آمریکایی،
  • دو مفهوم عقل در تاریخ اندیشه
    نوشتار مختصر حاضر از سه بخش تشكیل شده است. در بخش نخست مقدمه‌ای درباره‌ی ابهام مفهوم عقلانیت به دست خواهم داد و بعد برای رفع این ابهام دو قسم «جزمی» و «نقادانه»ی عقلانیت را از هم بازخواهم شناخت و در
  • در زیر سنگفرش، ساحل آرمیده است: تأملاتی در باب میراث مکتب فرانکفورت سیلا بن‌حبیب
    مه 1968 سرآغاز بیداری سیاسی نسل من بود. در آن زمان دانشجوی کالج آمریکایی دختران در استانبول بودم و به عنوان دختر جوانی یهودی در جامعه‌ای با اکثریت مسلمان و به سبب غلیان آمریکاستیزیِ ناشی از جنگ
  • بیایید به کلیشه‌ها خلاقانه بنگریم نانا آریل
    در باره‌ی کلیشه‌‌ها یک چیز قطعیت دارد و آن این است که نباید از کاربرد آن‌‌ها بدتان بیاید. استفاده از کلیشه‌‌ها را معمولاً نشانه‌‌ی اندیشه‌ی‌‌ بی‌مایه و عاری از خلاقیت می‌شمارند. خوشبختانه، اگر یک
تجددگرايی
  • برای اصلاح ایران، باید از اصلاح فرهنگی شروع کنیم ماشاءالله آجودانی در گفتگو با محمد حیدری
    در ادامه‌ی گفت‌وگو‌‌های آسو درباره‌ی مسائل بنیادی ایران، ماشالله آجودانی می‌گوید یکی از مهم‌ترین مسائل ما این است که بیش از اصلاح فرهنگ به تغییر سیاسی اهمیت دادیم و فکر کردیم که با سیاست می‌توانیم
  • خردگرایی و روشنگری
    واژه خرد گرایی هنگامی که در ارتباط با متفکران و فیلسوفان قرن هفده اروپا نظیر رنه دکارت، باروخ اسپینوزا، و گوتفرید لایب‌نیتس به کار رود، به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ است این
  • دولت پژمرده؛ انسان – دولت با نشاط [ دکتر مهدی مطهرنیا
    مقدمه : شتاب روزافزون انسان در گذار از دهلیزهای هزارتو در توی علم، و فناوری؛ و گذار پی در پی از پوسته های جور واجور شعور متعارف، به سرعت شتاب را نیز از گویایی بازمی دارد. نیاز به کاربرد «ریشتر»[2]،
  • احساسات، موضوع جدید پژوهش‌های اجتماعی گفتگو با جوزف بن پترزل
    در اواخر قرن نوزدهم میلادی، بسیاری از نویسندگان معاصر در هر دو شهر برلین و قاهره از تغییرات شهری با عبارات مشابهی یاد کردند و همگی بر این باور بودند که این تغییرات بر احساسات مردم تاثیرات بزرگی
  • در آینه انديشه
    چيزى كه تمام پرسش‌ها و پژوهش‌های «محمد ضيمران» را صورت‌بندی می‌کند همان بحث كهنه و کلیشه‌ای «سنت و مدرنيته» است كه البته او با سنجه و نگره جديدى سراغ آن رفته و به دریافت‌های ديگرى از آن رسيده است. او
تاریخ
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت هفدهم) زهره روحی
    با وجود اعمال غیر قانونی رضا خان ، وی در آبان 1302 به مقام نخست وزیری می‌رسد و حتی قبل از افتتاح مجلس پنجم (22 بهمن 1302)، پیشاپیش اکثریت اعضاء مجلس را که از اصلاح طلبان غیر مذهبی بودند، موافق با خود
  • سرگذشت عجیب ملکه‌ استر: از دربار هخامنشی تا کاخ سفید علیرضا اشراقی
    یکی از پندهایی که از گذشته می‌شود گرفت این است که به ندرت کسی از گذشته پند می‌گیرد. اما با کمی زحمت می‌توان گذشته را طوری ارایه کرد تا مخاطب پندی را که می‌خواهیم از آن بگیرد. برای چنین‌کاری لازم است
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت پانزدهم) زهره روحی
    اگر همه اینها، جهت زدودن تبعیض اجتماعی از اقشار مختلف بوده، اگر روحانیان به این دلیل از مصدرهای قدرتی خویش پایین کشیده شدند تا «عدالت اجتماعی»، و برابری حقوق همگان، در جامعه حضور یابد، خوب است بدانیم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 6
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران تلقی آیات نجف از امر به معروف و نهی از منکر نیز برخاسته از دریافت مدنی وعرفی آنان از حکمی شرعی است. آخوند خراسانی ، در پاسخ به استفتایی در باره ” لزوم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 5
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران جنبش مشروطه خواهی مردم ایران ، به خلاف آن چه اهل ایدئولوژی نسنجیده گفته اند، گامی فراتر در غربزدگی نبود. پرچم غربزدگی نیز با مشروطیت ” بر بام سرای این
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 4
    موضوع ” مشروعه شدن مشروطه ” نبود، مناقشه اساسی این بود که تا چه مقیاسی می توان اصول عقلایی علوم شرعی را در جهت مشروعیت مشروطیت متحول کرد؟رویارویی میرزای نائینی و شیخ فضل الله رویارویی دو
آمار بازدید سایت
0002000
Visit Today : 53
Visit Yesterday : 73
This Month : 2000
Who's Online : 1

آینشتاین از چندین لحاظ برای ستاره‌بودن مناسب است. علاوه‌بر موهای خاص، او در بکار بردن کلمات هم مهارت خاصی داشت. به همین خاطر معمولاً کلمات قصاری از او نقل می‌شود که او هیچ‌گاه نگفته بود. مهم‌تر از آن اینکه آینشتاین از رازگونه‌گی خاصی برخوردار بود، یعنی حس اینکه او بزرگ‌تر از این حیات دنیوی است و به‌طور بنیادی با بقیۀ ما فرق دارد. به همین خاطر است که این همه افراد چنان مصرانه به دنبال مغز او بودند.

ایان — آلبرت آینشتاین قبل از مرگش وصیت کرد تمام بدنش را به‌محض مردنش بسوزانند و خاکسترهایش را در جایی نامعلوم پخش کنند. او نمی‌خواست بقایای جسمش به زیارتگاه تبدیل شود. اما وصیت او به‌طور کامل اجرا نشد. صمیمی‌ترین دوست آینشتاین، اوتو ناتانِ اقتصاددان، همان‌طور که آینشتاین خواسته بود، خاکسترهایش را دور ریخت اما، قبل از این کار، تامس هارویِ پاتولوژیست او را کالبدشکافی کرد و مغزش را برداشت. خانواده و دوستان آینشتاین از این کار جاخورده بودند، اما هاروی، بعد از این کار، هانس آلبرت پسر آینشتاین را متقاعد کرد تا با اکراه رضایت دهد. این پزشک عجیب‌وغریبْ مغز را تا سال ۱۹۹۸ درون ظرف شیشه‌ایِ پر از فرمالین در داخل یک جعبه زیر یک دستگاه خنک‌کننده نگه داشت. او هرازچندگاهی تکه‌های کوچکی از آن را برای دانشمندان علاقه‌مند می‌فرستاد.

اکثر ما هیچ‌گاه قربانی سرقت مغز نخواهیم شد ولی موقعیت آینشتاین، که نمادی از نابغه‌های دوران مدرن بود، چنین سرنوشت خاصی را برای او رقم زد. یک فرد عادی می‌تواند برای خودش زندگی کند و بمیرد؛ اما یک نابغه و سلول‌های خاکستری‌اش متعلق به دنیاست. دوران زندگی آینشتاین با اولین شکوفایی رسانه‌های جمعی مصادف بود. او حتی در طول حیات خود هم فردی مشهور بود، هم به‌خاطر علمش و هم به‌خاطر حاضرجوابی و خرمن موهای سفیدش. ظاهراً دوران زندگی او به گونه‌ای زمان‌بندی شده بود که از گسترش روزنامه‌ها و برنامه‌های رادیویی نهایت بهره را بگیرد. این رسانه‌ها نظریات آینشتاین را به‌گونه‌ای گزارش می‌دادند که گویی فقط خودِ نابغه‌اش می‌تواند آن‌ها را درک کند.

شکی نیست که آینشتاین تحولات عظیمی در علم ایجاد کرد. تا قبل از او، کیهان‌شناسی بخشی از فلسفه بود، اما، به‌لطف او، اینک شاخه‌ای از علم است که باری به سنگینی تاریخ ریاضیات و تحول عالم به دوش می‌کشد. پژوهش‌های آینشتاین همچنین منجر به کشف پدیده‌های غریبی همچون سیاه‌چاله‌ها، موج‌های گرانشی، گرفتاری کوانتومی، انفجار بزرگ و بوزون هیگز شد. اما باوجود این میراث عظیم علمی، شهرت آینشتاین بیشتر به‌علت علاقۀ فرهنگ ما به ستارگان و مشاهیر است. آینشتاین از چندین لحاظ برای ستاره‌بودن مناسب است. علاوه‌بر موهای خاص، او در به‌کاربردن کلمات هم مهارت خاصی داشت. به همین خاطر معمولاً کلمات قصاری از او نقل می‌شود که او هیچ‌گاه نگفته بود. مهم‌تر از آن اینکه آینشتاین از رازگو‌نگی خاصی برخوردار بود، یعنی حس اینکه او بزرگ‌تر از این حیات دنیوی است و به‌طور بنیادی با بقیۀ ما فرق دارد. به همین خاطر است که این همه افراد چنان مصرانه به دنبال مغز او بودند.

برای بسیاری از افراد سؤال بوده است که آیا نبوغْ ویژگی فیزیکیِ خاصی است که می‌توان آن را جداگانه در مغز ریشه‌یابی کرد. مادۀ خاکستری آینشتاین زمینی بارور برای آزمودن این ادعا بود. اما متأسفانه، همان‌طور که ترنس هاینزِ روان‌شناس استدلال می‌کند، تحقیقات منتشرشده‌ای که روی مغز آینشتاین انجام شده بود دارای ایراداتی جدی است. در هر یک از این پژوهش‌ها، محققان بخش‌هایی از مغز آینشتاین را با افرادی که «عادی» می‌دانستند مقایسه کرده بودند اما، در اکثر این پژوهش‌ها، دانشمندان می‌دانستند کدام نمونۀ مغز متعلق به آینشتاین است. آن‌ها سپس به‌دنبال تفاوت، هرگونه تفاوتی، میان مغز آینشتاین و مغزهای تحت‌ آزمایش می‌گشتند. وقتی چنین رویکردی به علم داشته باشید، پیداکردن تفاوت‌ها کاری بسیار ساده است.

هرچه باشد، فقط یک آینشتاین وجود داشته است؛ همان‌طور که یک «تو» و یک «من» وجود دارد. تنها راه اطمینان از اینکه نبوغ آینشتاین به‌خاطر آناتومی او بوده این است: مغز او باید در کنار مغز «بسیاری» افراد دیگر، که همچون او بوده‌اند، با مغز افرادی مقایسه گردد که شبیه او نبوده‌اند. همچنین نمی‌توان تفاوت میان ویژگی‌های زیست‌شناختی خاص مربوط به نبوغ او و گوناگونی‌های تصادفی میان افراد را تشخیص داد. اما این بدین معنا نیست که نمی‌توانیم نبوغ او را بررسی کنیم. گرچه نمی‌توانیم تحقیقی مناسب دربارۀ مغز او داشته باشیم، داستان زندگی و محتوای ذهنش را بر اساس پژوهش‌هایش می‌دانیم.

آینشتاین را معمولاً به‌صورت فردی بی‌آزار و تارک دنیا به یاد می‌آورند که به مسائل دنیوی هیچ دلبستگی نداشت. بی‌شک او ویژگی‌های عجیب خود را داشت: گرم‌کن‌هایی می‌پوشید که طی سال‌ها ژنده می‌شد، چون گرم‌کن‌های پشمی باعث خارش بدنش می‌شد. علاقه‌ای به جوراب نداشت و گاهی، در تعطیلات، کفش زنانه می‌پوشید. اما روایت‌های مرسوم از آینشتاین به‌عنوان یک فرد عجیب و خاص باعث چشم‌پوشی از علایق سیاسی رادیکال و مشکلات فراوان زندگی شخصی او می‌شود. آینشتاینْ سوسیالیستی حامی دولت جهانی بود. او، تا قبل از به‌قدرت‌رسیدن هیتلر، مدافع خلع ‌سلاح و صلح‌جویی بود. آینشتاین همچنین شدیداً مخالف نژادپرستی بود و ماریان اندرسن، زن خوانندۀ سیاه‌پوست، را در خانه‌اش میزبانی می‌کرد؛ این در حالی بود که، در سال ۱۹۳۷ و بعد از آن، هتل‌ها از پذیرفتن اندرسن امتناع می‌کردند.

اما آینشتاین قدیس نبود. او به همسر اولش، میلوا ماریچ، خیانت کرد و سراغ دخترعمویش الزا آینشتاین رفت. آینشتاین بعدها با الزا ازدواج کرد. بعد از مدتی به او هم خیانت کرد. مشهور است که او در نامه به دوستانش شعرهای ضعیفی با مضامین جنسی می‌نوشته است. او در رابطه با بچه‌هایش هم مشکل داشت و این در حالی بود که با بچه‌های دیگر افراد شدیداً مهربان بود. حتی به کودکان همسایه کمک می‌کرد مشق‌هایشان را بنویسند.

به‌عبارت‌دیگر، آینشتاین هم مانند همۀ ما مجموعه‌ای از تناقضات بود. فردی بود که گاهی خوب رفتار می‌کرد و گاهی بد. البته وقایع زندگیِ این دانشمند مشهور به‌خاطر موقعیتش بیشتر سروصدا می‌کرد. اما اگر انتظار داشته باشیم که این نابغه به‌طور بنیادین با بقیۀ انسان‌ها تفاوت داشته باشد، مطالعۀ زندگی و عقاید آینشتاین ما را ناامید خواهد کرد.

حال چیزی که می‌ماند همان است که شهرت آینشتاین را رقم زد: علم او. آینشتاین هم مانند نیوتن گاهی معنای نظریات خود را دقیق نمی‌فهمید. شاید اگر امروز زنده بود، نمی‌توانست به‌خوبی روش پژوهش و تدریسِ نسبیت عام را تشخیص دهد. او در سال ۱۹۳۹ مقاله‌ای منتشر کرد تا نشان دهد که سیاه‌چاله‌ها وجود ندارند و نمی‌توانند وجود داشته باشند. در آن زمان، واژۀ «سیاه‌چاله» وجود نداشت؛ اما چندین فیزیک‌دان اشاره کرده بودند که گرانش می‌تواند موجب شود تا اشیا روی خودشان فرو ریزند. شهودِ فوق‌العادۀ آینشتاین در این مورد او را یاری نکرد. محاسبات او از لحاظ فنی درست بود، اما چنان از مفهوم سیاه‌چاله متنفر بود که نمی‌توانست ببیند که اگر چگالی کافی باشد، گرانش بر تمام نیروهای دیگر غلبه کرده و فرو ریزش را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

اگر بخواهیم دربارۀ آینشتاین منصف باشیم، نسبیت عام در سال ۱۹۳۹ هنوز نظریه‌ای نامتعارف بود. پژوهشگرانِ بسیار معدودی از آن استفاده می‌کردند و روش‌های مشاهده‌ایِ مورد نیاز برای اثبات وجود سیاه‌چاله‌ها در مراحل اولیۀ خود بودند، یعنی ستاره‌شناسی رادیویی و امواج ایکس. اما آینشتاین، به‌عنوان دانشمند، ضعف‌های دیگری غیر از سیاه‌چاله‌ها هم داشت. او در مهارت‌های ریاضی چندان وارد نبود و برای حل مسائل دشوار از دیگران، ازجمله همسر اولش، میلوا و دوست خوبش، میشل بسوی فیزیک‌دان، کمک می‌گرفت. امروزه نام چنین افرادی به‌عنوان نویسندۀ مشترک مقالات درج می‌شود، اما در آن زمان چنین چیزی باب نبود.

همچون هر نابغۀ علمی دیگر، آینشتاین هم اگر وجود نداشت، نظریاتش به وجود می‌آمد. نسبیت خاص، نسبیت عام و مدل فوتونی از نور را شاید کسی کشف نمی‌کرد، اما بالاخره کسی آن‌ها را بررسی می‌کرد. آنری پوئانکاره، هندریک لورنتس و افرادی دیگر تا قبل از ۱۹۰۵ تا حد زیادی به نسبیت رسیده بودند همان‌طور که گوتفرید لایب‌نیتس به‌طور مستقل هم‌زمان با نیوتن به حساب دیفرانسیل رسیده بود و آلفرد راسل هم انتخاب طبیعی را مستقل از چارلز داروین کشف کرده بود. تاریخ‌نگارانِ علم روزگاری به نظریۀ «مرد بزرگ» معتقد بودند؛ اما امروزه می‌دانیم که ایده‌های تحول‌ساز در نتیجۀ پژوهشِ چندین فردِ بااستعداد پدیدار می‌شوند، نه اینکه یک ذهن نابغه آن‌ها را از هیچ به وجود آورَد.

در اوایل قرن بیستم، فیزیک‌دانان دیگری هم بودند که اکتشافات بزرگی کردند. ماری کوری، نیلس بور، اروین شرودینگر و ورنر هایزنبرک همگی به چیزهای بزرگی رسیدند، بسیاری افراد دیگر هم همین‌طور. اما آیا آن‌ها نبوغی کمتر از آینشتاین داشتند؟ کوری دو جایزۀ نوبل برد و مستقیماً در پژوهش‌هایی دست داشت که منجر به بسیاری پژوهش‌های دیگر شد؛ اما او را، باوجود موهای دیوانه‌واری که با موهای آینشتاین رقابت دارد، نماد نبوغ نمی‌دانند. دو تعصب بداقبالانه علیه کوری وجود دارد: جنسیت او و اینکه او پژوهشگر بود، نه نظریه‌پرداز.

این تفاوت آموزنده است. به‌علت تنوع تجربه و استعداد بشر، می‌دانیم که نبوغْ ویژگی یکدستی نیست که در همۀ افراد به‌صورت یکسان پدیدار شود. نبوغ آینشتاین با نبوغ کوری تفاوت داشت. نبوغ علمی هم با نبوغ موسیقایی تفاوت دارد. اما شهرت معمولاً الگوی پیش‌بینی‌‌پذیرتری دارد. وقتی کسی مشهور می‌شود، معمولاً همان‌طور می‌ماند. اگر آینشتاین در عصری دیگر زندگی می‌کرد، شاید یک فیزیک‌دان بزرگ می‌شد اما به آینشتاینی که ما می‌شناسیم تبدیل نمی‌شد. اما او در دورانی خاص از زمان می‌زیست، دورانی که چراغ شهرت تازه شروع به درخشش کرده بود و علم هنوز مثل یک ورزش گروهی نشده بود، به همین علت نابغۀ عصر ما شد.

ترجمۀ: علیرضا شفیعی‌نسب

print

مقالات
  • پاسخ به کتاب آسیب شناسی یک شکست ، نوشتۀ علی میرفطروس حمیدرضا مسیبیان
    مدت­ها پیش مطالبی از « علی میرفطروس» با عنوان «آسیب شناسی یک شکست» دیده بودم که به شدت در تلاش بود تا با نسبت دادن دروغ­های مکرر به دکتر مصدق به خیال خودش او را تخطئه کرده و برای پهلوی تبلیغ نماید
  • روشنفکر ایرانی و قهرمان پرستی اسفندیار طبری
    در این نوشته از دو دیدگاه اسطوره ای و سیاسی به رابطه بین هیروییزم یا قهرمان پرستی‌ و روشنفکر ایرانی پرداخته می-‌ شود. از دیدگاه فرهنگی‌ روشنفکر در یک چهارچوب فرهنگی‌ مجاز، مجبور به اندیشیدن بوده است.
  • «نه» گفتن را هم یاد بگیریم کوروش‭ ‬ساسانی
    برای خیلی از ما پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیریم که می‌‍‍‌دانیم اگر یک «نه» بگوییم آسایش و آرامش زیادی را برای خود خریده‌ایم، اما نتوانسته‌ایم از این کلمۀ دو‌حرفی استفاده کنیم و آن را به زبان
  • جلال ایجادی: مدرنیته ناقص و زیانباری اسلام در ایران
    آیا ایران به مدرنیته نیازمند است؟ تلاش برای مدرنیته از زمان مشروطه آغاز شد و ناکام باقی ماند. رابطه ما با مدرنیته در تمدن غرب چگونه قابل تعریف است؟ آیا امروز دسترسی به مدرنیته در جامعه ما کماکان یک
  • آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار در حال احتضار نیست؟
    نوشتار زیر مشتمل بر دو بخش است؛ در بخش نخست، خُرده‌‌پرسش‌‌هایی اعتراضی به نسبت وضعیت فلاکت‌‌بار موجود و در خطاب با جناب استاد ملکیان طرح می‌‌شود تا زمینه برای پرسش انتقادی بزرگ‌تر از ایشان که در بخش
  • قیام فرانسه، چرا اکنون؟
    پس از سالها شکست اجتماعی، حالا یک جنبش منحصر به فرد دولت را وادار به کنار گذاشتن تعصب بودجه ای اش نموده است. با استفاده از تاکتیک های مناسب، جلیقه زردها در مباحث حفاظت از آب و هوا و قدرت خرید فریب
اقتصاد
محیط زیست
  • بیست گزاره اقلیمی در باره سیلاب ایران
    در قالب بیست گزاره کوتاه تلاش کرده‌ام به زبانی خیلی ساده وجوه اقلیمی سیل‌های اخیر را شرح دهم. بیشتر متمرکز بوده‌ام بر سوالات و ابهاماتی که در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد. امیدوارم روشنگر و پاسخگو
  • 30 سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت ایسنا
    رئیس انجمن جنگلبانان ایران، با بیان اینکه ۳۰ سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت، گفت: در استان گیلان راش و شاه بلوط دچار بیماری شده اند و در آینده نزدیک شاهد مرگ و میر دسته جمعی این گونه ها
  • دریای خزر، دریای مرده ایسنا
    بر اساس یافته‌های محققان کشور، تراز آب دریای خزر در سال‌های اخیر کاهش یافته است، ضمن آنکه انواع مواد آلاینده و فاضلاب‌های شهری و کشاورزی به این دریا وارد می‌شود که با افزایش بار آلی در بستر و کاهش
  • 10 حقیقت انکارناپذیر در مورد تغییرات اقلیمی کره‌ی زمین حسام میثاقی
    کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد که در ماه دسامبر سال ۲۰۱۸ و در شهر کاتوویس لهستان برگزار شد، با تصویب توافق‌نامه‌ای به کار خود پایان داد. در پایان این کنفرانس، نمایندگان بیش از ۱۹۰ کشور در
  • اقیانوسی سرشار از پلاستیک حسام میثاقی
    شاید برای شما هم پیش آمده که هنگام خرید میوه و سبزیجات، هر یک از انواع میوه را در کیسه‌های پلاستیکیِ جداگانه ریخته‌اید تا وزن‌کردن جداگانه‌ی میوه‌ها آسان‌تر شود. شاید شاهد بوده‌اید که نفر روبه‌روی
  • می‌شود مردم را زوری به بهشت سبز برد؟ علیرضا اشراقی
    آیا حمایت و حفاظت از محیط زیست با دموکراسی و حقوق ‌بشر تعارض دارد؟ به نظر که چنین نیست؛ در اسناد سازمان‌ ملل، این‌ها در یک‌راستا و مقوم یکدیگر تعریف شده‌اند. روندهای سیاسی در کشورهای مختلف جهان هم