اندیشه ، فلسفه
  • نخستین زنان فیلسوف داگ هاربِنشْرود
    من به پا خاسته‌ام تا تو را به چالش دعوت کنم یایناوالکیا! با دو پرسش، درست مثل یک سلحشور بی‌رحم… که زهِ کمانش را سخت می‌کشد و دو تیر مهلک در دست دیگرش دارد، به پا می‌خیزم تا دشمن را به چالش دعوت
  • اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملکیان، مقصود فراستخواه و امیر اکرمی
    محسن آزموده| متاسفانه اخلاق در عرف جامعه ما به معنای مجموعه‌ای از باید و نبایدهای نیک‌خواهانه اما بدون مبنا فروکاسته شده و وقتی کسی دم از اخلاق می‌زند، ذهن همگان به سمت انبانی از نصایح و توصیه‌های
  • انسان و هستی بهرام حبیبی
    همه هستی، از ته تیره خاک تا روشنای آسمان، طربخانه زندگی است .غور در پدیده های طبیعت، کشف نظم قانونمندِ ترکیبِ هستیِ بیجان، روند تکامل از موجودات ذره ای تا به انسان هوشمند و روابط زنده و معقولی که بین
  • افول دموکراسی در سراسر جهان اَدَم فارِست
    به نظرِ اندیشکده‌ی «خانه‌ی آزادی»، افول دموکراسی در سراسر جهان «نگران‌کننده» است و شمار فزاینده‌ای از کشورها به سوی حکومت اقتدارگرایانه گام برمی‌دارند. یافته‌های گزارش سالانه‌ی این سازمان آمریکایی،
  • دو مفهوم عقل در تاریخ اندیشه
    نوشتار مختصر حاضر از سه بخش تشكیل شده است. در بخش نخست مقدمه‌ای درباره‌ی ابهام مفهوم عقلانیت به دست خواهم داد و بعد برای رفع این ابهام دو قسم «جزمی» و «نقادانه»ی عقلانیت را از هم بازخواهم شناخت و در
  • در زیر سنگفرش، ساحل آرمیده است: تأملاتی در باب میراث مکتب فرانکفورت سیلا بن‌حبیب
    مه 1968 سرآغاز بیداری سیاسی نسل من بود. در آن زمان دانشجوی کالج آمریکایی دختران در استانبول بودم و به عنوان دختر جوانی یهودی در جامعه‌ای با اکثریت مسلمان و به سبب غلیان آمریکاستیزیِ ناشی از جنگ
  • بیایید به کلیشه‌ها خلاقانه بنگریم نانا آریل
    در باره‌ی کلیشه‌‌ها یک چیز قطعیت دارد و آن این است که نباید از کاربرد آن‌‌ها بدتان بیاید. استفاده از کلیشه‌‌ها را معمولاً نشانه‌‌ی اندیشه‌ی‌‌ بی‌مایه و عاری از خلاقیت می‌شمارند. خوشبختانه، اگر یک
تجددگرايی
  • برای اصلاح ایران، باید از اصلاح فرهنگی شروع کنیم ماشاءالله آجودانی در گفتگو با محمد حیدری
    در ادامه‌ی گفت‌وگو‌‌های آسو درباره‌ی مسائل بنیادی ایران، ماشالله آجودانی می‌گوید یکی از مهم‌ترین مسائل ما این است که بیش از اصلاح فرهنگ به تغییر سیاسی اهمیت دادیم و فکر کردیم که با سیاست می‌توانیم
  • خردگرایی و روشنگری
    واژه خرد گرایی هنگامی که در ارتباط با متفکران و فیلسوفان قرن هفده اروپا نظیر رنه دکارت، باروخ اسپینوزا، و گوتفرید لایب‌نیتس به کار رود، به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ است این
  • دولت پژمرده؛ انسان – دولت با نشاط [ دکتر مهدی مطهرنیا
    مقدمه : شتاب روزافزون انسان در گذار از دهلیزهای هزارتو در توی علم، و فناوری؛ و گذار پی در پی از پوسته های جور واجور شعور متعارف، به سرعت شتاب را نیز از گویایی بازمی دارد. نیاز به کاربرد «ریشتر»[2]،
  • احساسات، موضوع جدید پژوهش‌های اجتماعی گفتگو با جوزف بن پترزل
    در اواخر قرن نوزدهم میلادی، بسیاری از نویسندگان معاصر در هر دو شهر برلین و قاهره از تغییرات شهری با عبارات مشابهی یاد کردند و همگی بر این باور بودند که این تغییرات بر احساسات مردم تاثیرات بزرگی
  • در آینه انديشه
    چيزى كه تمام پرسش‌ها و پژوهش‌های «محمد ضيمران» را صورت‌بندی می‌کند همان بحث كهنه و کلیشه‌ای «سنت و مدرنيته» است كه البته او با سنجه و نگره جديدى سراغ آن رفته و به دریافت‌های ديگرى از آن رسيده است. او
تاریخ
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت هفدهم) زهره روحی
    با وجود اعمال غیر قانونی رضا خان ، وی در آبان 1302 به مقام نخست وزیری می‌رسد و حتی قبل از افتتاح مجلس پنجم (22 بهمن 1302)، پیشاپیش اکثریت اعضاء مجلس را که از اصلاح طلبان غیر مذهبی بودند، موافق با خود
  • سرگذشت عجیب ملکه‌ استر: از دربار هخامنشی تا کاخ سفید علیرضا اشراقی
    یکی از پندهایی که از گذشته می‌شود گرفت این است که به ندرت کسی از گذشته پند می‌گیرد. اما با کمی زحمت می‌توان گذشته را طوری ارایه کرد تا مخاطب پندی را که می‌خواهیم از آن بگیرد. برای چنین‌کاری لازم است
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت پانزدهم) زهره روحی
    اگر همه اینها، جهت زدودن تبعیض اجتماعی از اقشار مختلف بوده، اگر روحانیان به این دلیل از مصدرهای قدرتی خویش پایین کشیده شدند تا «عدالت اجتماعی»، و برابری حقوق همگان، در جامعه حضور یابد، خوب است بدانیم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 6
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران تلقی آیات نجف از امر به معروف و نهی از منکر نیز برخاسته از دریافت مدنی وعرفی آنان از حکمی شرعی است. آخوند خراسانی ، در پاسخ به استفتایی در باره ” لزوم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 5
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران جنبش مشروطه خواهی مردم ایران ، به خلاف آن چه اهل ایدئولوژی نسنجیده گفته اند، گامی فراتر در غربزدگی نبود. پرچم غربزدگی نیز با مشروطیت ” بر بام سرای این
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 4
    موضوع ” مشروعه شدن مشروطه ” نبود، مناقشه اساسی این بود که تا چه مقیاسی می توان اصول عقلایی علوم شرعی را در جهت مشروعیت مشروطیت متحول کرد؟رویارویی میرزای نائینی و شیخ فضل الله رویارویی دو
آمار بازدید سایت
0001997
Visit Today : 50
Visit Yesterday : 73
This Month : 1997
Who's Online : 2

براساس داده‌های مرکز آمار ایران طی دوره‌ی 1372 تا 1392 بهای زمین 107 برابر، بهای مسکن 76 برابر و اجاره‌بهای مسکن (در تهران) 61 برابر افزایش داشته و همه‌ی این نرخ‌ها به‌شدت بالاتر از رشد سطح عمومی قیمت‌هاست. این جنون سوداگری در اقتصاد ایران حاصل چیست؟ دیوید هاروی در مقاله‌ی داستان سه شهر توضیح می‌دهد که چه‌گونه با حرکت از مسکن به‌عنوان ارزش مصرفی، به مسکن به‌عنوان ارزش مبادله و مسکن به‌عنوان سرمایه‌گذاری سوداگرانه این روند رخ می‌دهد. ـ نقد اقتصاد سیاسی
خانه چیز خیلی ساده‌ای است. اما کالا هم هست که به قول مارکس مملو از «ظرایف متافیزیکی و دقایق الهیاتی» است. من در خانه‌ای در محله‌ی کارگرنشین امن، مصون و آبرومندی در بریتانیا در سال‌های پس از ۱۹۴۵ بزرگ شدم.[1] خانه دارای ارزش استفاده بود – معمولی و بدون جذابیتی خاص. فضایی امن ولو نسبتاً تنگ برای خوردن، خوابیدن، معاشرت‌کردن، قصه‌خواندن، مشق‌نوشتن یا رادیو گوش‌کردن ایجاد می‌کرد. مکانی که افراد خانواده با وجود تمام مشکلات و تنش‌های درونی می‌توانستند در آن زندگی کنند و بدون فضولی همسایه‌ها با یکدیگر گفت‌وگو کنند. رابطه با همسایه‌ها دوستانه و حمایتگرانه بود ولی خیلی هم صمیمانه نبود. این‌جا شهر ارزش استفاده بود.

اما روزی را به یاد می‌آورم که وام مسکن را تسویه کردیم. جشن کوچکی گرفتیم. تازه فهمیدم که خانه ارزش مبادله‌ای هم دارد که می‌تواند به نسل بعد (مثلاً به من) برسد. اما هیچ‌وقت درباره‌ی آن صحبتی نمی‌شد. نزدیک ما ساختمان‌های مسکن اجتماعی[2] بود. به نظر من خوب بودند. اما وقتی با دختری از آن محل قرار گذاشتم، مادرم به شدت مخالفت کرد. او گفت لاابالی‌اند و نمی‌توان به آنها اعتماد کرد. اما به نظر می‌رسید آن‌ها هم مسکنی ایمن در محیط زندگی نه چندان بدی – هرچند تاحدی بی‌روح – دارند. ما و آن‌ها به یک برنامه‌ی رادیویی گوش می‌دادیم و بچه‌ها در کوچه بازی یکسانی می‌کردند. اما در زمان انتخابات آن‌ها طرفدار حزب کارگر بودند. در محله‌ی ما چند پوستر تبلیغاتی حزب کارگر و چند پوستر حزب توری[3] بود. رشد صاحب‌خانه شدن طبقه‌ی کارگر از دهه‌ی 1890 به این سو در بریتانیا همواره ابزاری برای کنترل اجتماعی و دفاعی در برابر بلشویسم بود. در امریکا می‌گویند: «صاحب خانه‌های زیربار قرض در اعتصاب شرکت نمی‌کنند».

در دهه‌ی 1980 دیگر تهیه‌ی مسکن برای همه در مرکز توجه دولت نبود. مارگارت تاچر مسکن اجتماعی را حراج کرد و مردم اشتیاق بیشتری به ارزش مبادله‌ی خانه‌هایشان پیدا کردند. بانک‌های مسکن که به صاحب‌خانه شدن کمک می‌کردند، دیگر نهادهای محلی طبقه کارگر نبودند و بیش‌تر شبیه بانک‌ها شدند. در سال ۱۹۸۱ تقریباً یک سوم خانه‌ها در بریتانیا جزء مسکن عمومی بودند، اما تا سال ۲۰۱۶ این رقم به کم‌تر از ۷ درصد کاهش پیدا کرد. در دنیای نولیبرال آرمانی هیچ مسکن اجتماعی‌ای نباید وجود داشته باشد. همان‌طور که کالین کروچ[4] می‌گوید، «مستأجران مسکن اجتماعی ته‌مانده‌های ناخواسته‌ی گذشته‌ی پیشا-نولیبرالی هستند». همه‌ی ما شانس رسیدن به دموکراسی مالکانه را داشتیم. خانه‌ها برای بازسازی یا اجاره مبادله می‌شدند تا شاید صاحبان آن‌ها بتوانند به محله‌های بالاتری بروند. ترقی دادن خانه به عنوان ارزشی مبادله‌ای، شیوه‌ای برای پس‌انداز و مکانی برای افزودن ثروت شخصی در مرکز توجه بود. ثروت فردی صاحب‌خانگی موضوع همه‌ی بحث‌ها بود. برای حفاظت از ارزش‌های املاک محله، پاپتی‌ها (مثلاً رنگین‌پوستان یا مهاجران) را راه نمی‌دادند. جداسازی جدی‌تر شد و شهرک‌های بسته به وجود آمدند. فضاها حصارکشی و فضاهای مشاع شهری خالی شدند.

در پایان قرن کانون توجه بازهم تغییر کرد. خانه ابزار انباشت سرمایه و سود حاصل از سرمایه‌گذاری سوداگرانه درنظر گرفته می‌شد. خانه تبدیل شد به دستگاه خودپردازی که با گرفتن وام‌های جدید برای پرداخت وام‌های قبلی می‌توانستند از آن‌ها پول دربیاورند. ریختن اعتبار و نقدینگی بی‌ملاحظه در بازارهای مسکن موجب نوسان در قیمت مسکن شد. اما در پس این تغییر قدرت ترسناک‌تری به وجود آمد. توجه نه به خانه، بلکه به زمینی که خانه بر رویش ساخته می‌شد معطوف شد. اختلاف ارزش زمین کنونی و ارزش بیشترین و بهترین کاربری زمین سرمایه‌گذاران را وسوسه کرد. برای به‌دست‌آوردن این سود سرمایه‌گذاری سوداگرانه یا باید کاربری موجود زمین‌ها تغییر می‌کرد و ساکنان کنونی آن‌ها را بیرون می‌کردند و یا به‌خاطر امتیاز ماندن در آن‌جا آن‌ها را مجبور به پرداخت اجاره‌ی بالاتر می‌کردند.

نمونه‌های برجسته‌ای در همه‌ی کلان‌شهرهای بزرگ دنیا می‌توان پیدا کرد. مثال چین را در نظر بگیرید. قیمت زمین از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۵ در چین پنج برابر شد. تا قبل از سال ۲۰۰۸ ارزش زمین به‌طور میانگین ۳۷ درصد قیمت مسکن در پکن بود. پس از سال ۲۰۱۰ است که تا ۶۰ درصد بالا می‌رود. در همه‌جا افراد کم‌درآمد یا از خانه‌ها بیرون انداخته شدند و یا اجاره‌های نجومی به آن‌ها تحمیل شد. دینی مک‌من[5] در کتاب دیوار بزرگ بدهی چین[6] نوشت: «میلیون‌ها نفر از پسِ هزینه‌ی مسکن در شهرهایی که زندگی می‌کنند برنمی‌آیند و وضعیت هر روز بدتر می‌شود».

اگر مارکس بود تعجب نمی‌کرد. او می‌گفت «برای سود کردن از راه اجاره‌‌ی خانه فقر منبع سودآورتری بود تا معدن‌های پاتوسی[7] برای صاحبانش». «قدرت فوق‌العاده‌ای» از ملاکی عاید می‌شد که مالک را قادر می‌ساخت «کارگرانی که در اعتراضات به دستمزدها شرکت داشتند را از خود زمینی که در آن زندگی می‌کردند بیرون کند».

افراد کم‌درآمد از همه‌ی محله‌ها بیرون انداخته شدند تا راه برای فرصت‌های سرمایه‌گذاری پولدارها، آپارتمان‌های گران و تبدیل به کاربری‌های جدید، مثل شرکت ایربی‌ان‌بی[8] باز شود. دیگر صرفاً ارزش مبادله نبود که بازار مسکن را پیش می‌برد، بلکه انباشت سرمایه به‌مدد دست‌کاری در بازار مسکن محرک این بازار شد. افزایش شدید قیمت املاک ظاهراً به نفع صاحبان خانه‌ها بود اما در واقع منتفعان اصلی بانک‌ها، موسسات اعتباری و شرکت‌های بزرگ چندرشته‌ای و صندوق‌های بزرگ سرمایه‌گذاری بودند که به بازی عواید سوداگرانه پیوستند.

وقتی ورشکستگی اتفاق افتاد این واقعیت برملا شد. بانک‌ها نجات یافتند و صاحب‌­خانه‌ها طعمه‌ی کوسه‌های بورس اوراق بهادار شدند. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ در امریکا خانه‌های میلیون‌ها نفر ضبط شد و بیرون کردن افراد کم‌درآمد از خانه‌های اجاره‌ای در همه جا سرعت گرفت. این اتفاق عواقب اجتماعی بسیار مخربی هم داشت. صندوق‌های بزرگ سرمایه‌گذاری و بنگاه‌های مدیریت سرمایه‌گذاری تمام خانه‌های ضبط‌شده را به قیمت‌های بسیار ارزان خریدند و حالا سود بالایی در معاملاتشان می‌کنند. ریاضت اقتصادی موجب شد بازسازی ته‌مانده‌ی مسکن عمومی هم به تعویق بیافتد و مسکن‌های باقی‌مانده در این بخش به چنان وضعی برسد که به ما گفته شد تنها خصوصی‌سازی می‌تواند اوضاع را بهتر کند. خصوصی‌سازان در بیرون کردن از خانه‌ها ماهر از آب درآمدند و تبدیل مسکن دولتی برای افراد کم‌درآمد به مسکن سودآور در بازار آزاد شتاب گرفت.

این است شهر سود حاصل از عواید سوداگرانه: سکونت موقت و متغیر می‌شود، همکاری اجتماعی و اشتراکات محلی از هم می‌پاشد و املاکی‌ها به تبلیغ محله‌های مرفه اغلب حصارکشیده، با صفات موهوم زندگی بهتر می‌پردازند. این حتی شغلی تمام‌وقت شده است: به آن «مهندسی خیال شهری» می‌گویند. حقیقت تخریب روابط اجتماعی است با نتایجی وحشتناک. گلن رابینز[9] درمورد موج جنایت‌هایی که لندن را فراگرفته می‌گوید: «سیاست‌های شهری نولیبرالی و سودمحور شهرهایی را تولید کرده‌اند که کثیری از جوانان در آن‌ها به معنای واقعی احساس می‌کنند هیچ جایی ندارند. برای آن‌ها پیداکردن خانه‌ای که استطاعت آن را داشته باشند، در محله‌هایی که در آن به دنیا آمده‌اند، تقریباً غیرممکن است و مانع شروع زندگی مستقل‌شان می‌شود. شبکه‌های اجتماعیشان، احساس تعلق داشتنشان به جایی و احترام بزرگسالان به آن‌ها به بن‌بست رسیده است. هیچ چیز به این خوبی نمی‌توانست وضعیتی را ایجاد کند که در آن برای جوانان نه زندگی دیگران اهمیتی داشته باشد و نه زندگی خودشان». این با دنیایی که من در آن بزرگ شدم متفاوت است. اما خانه هنوز خانه است.

اشکال متفاوت ارزش همیشه به صورتی بی‌ثبات در شکل کالا همزیستی دارند. هم-تکاملی آن‌ها در دوره‌ی اخیر بازار مسکن در بن‌بست امروزی به اوج خود رسیده است، در وضعیتی که حاکمیت ارزش‌گذاری عواید سوداگرانه به‌گونه‌ای است که بیش از نیمی از جمعیت کره‌ی زمین، به‌خاطر غلبه‌ی سرمایه بر بازارهای زمین و املاک، نمی‌توانند جای مناسبی برای زندگی در محیطی مناسب پیدا کنند. لزوماً نباید این‌طور باشد. اخیراً هنگام تمیز کردن اتاق کارم به کتابچه‌ای برخوردم که در سال ۱۹۷۸ شورای کلان‌شهر نیویورک درباره‌ی مسکن منتشر کرده است. عنوان کتاب این است: مسکن عمومی: تنها راه‌حل. در سال ۱۹۷۸ دپارتمان مسکن و توسعه‌ی شهری امریکا بودجه‌ای به مبلغ ۸۳ میلیارد دلار برای مساعدت به این راه‌حل در اختیار داشته است. تعاونی‌های با سهام محدود[10] و حتی بنگاه‌‌های غیرانتفاعی متصدی ساخت مسکن اجتماعی[11] به منظور ارائه‌ی راه‌حل‌های بیرون از نظام بازار در شهرهای مهم متولد شدند. در سال ۱۹۸۳ بودجه‌ی دپارتمان مسکن و توسعه‌ی شهری به ۱۸ میلیارد دلار کاهش یافت تا این که در دهه‌ی ۱۹۹۰ در دوره‌ی ریاست جمهوری کلینتون حذف شد. چهل سال بعد من به نتایج فجیع جهانیِ پیگیری نکردن جدی آن راه‌حل واضح یعنی مسکن عمومی فکر می‌کنم. ارزش استفاده باید اولویت یابد.

پیوند به متن انگلیسی:

David Harvey, A Tale of Three Cities

برای مطالعه‌ی مقالاتی از دیوید هاروی و درباره‌ی وی در سایت نقد اقتصاد سیاسی رویpecritique.com کلیک کنید:

پی‌‌نوشت‌ها

[1] در سال 1945جنگ جهانی دوم با پیروزی متفقین به پایان می‌رسد. پس از جنگ در بریتانیا حزب کارگر به قدرت می‌رسد و دولت رفاه مستقر می‌شود. اما به دلیل مشکلات اقتصادی حاصل از جنگ دوران ریاضت اقتصادی هم آغاز می‌شود.م

[2] مسکن اجتماعی اشاره به خانه‌هایی دارد که دولت طولانی مدت و با اجاره ارزان در اختیار اقشار کم‌درآمد قرار می‌دهد.م

[3] Tory منظور حزب محافظه‌کار است

[4] Colin Crouch

[5] Dinny McMahon

[6] China’s Great Wall of Debt

[7] Potosi

معادنی در امریکای لاتین و در بولیوی کنونی که در دوران امپراتوری اسپانیا در قرن‌های شانزدهم و هفدهم به سبب انبوه معادن نقره‌اش نقش بزرگی در ثروت انبوه این امپراتوری داشت.

[8] Airbnb

یک شرکت خصوصی بزرگ فراملیتی که در زمینه‌ی خدمات مسکن فعالیت می‌کند.

[9] Glyn Robbins

[10] Limited equity co-ops

تعاونی‌های مسکن برای گروه‌های کم‌درآمد جامعه

[11] Community Land Trust

منبع:نقد اقتصاد سیاسی

print

مقالات
  • پاسخ به کتاب آسیب شناسی یک شکست ، نوشتۀ علی میرفطروس حمیدرضا مسیبیان
    مدت­ها پیش مطالبی از « علی میرفطروس» با عنوان «آسیب شناسی یک شکست» دیده بودم که به شدت در تلاش بود تا با نسبت دادن دروغ­های مکرر به دکتر مصدق به خیال خودش او را تخطئه کرده و برای پهلوی تبلیغ نماید
  • روشنفکر ایرانی و قهرمان پرستی اسفندیار طبری
    در این نوشته از دو دیدگاه اسطوره ای و سیاسی به رابطه بین هیروییزم یا قهرمان پرستی‌ و روشنفکر ایرانی پرداخته می-‌ شود. از دیدگاه فرهنگی‌ روشنفکر در یک چهارچوب فرهنگی‌ مجاز، مجبور به اندیشیدن بوده است.
  • «نه» گفتن را هم یاد بگیریم کوروش‭ ‬ساسانی
    برای خیلی از ما پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیریم که می‌‍‍‌دانیم اگر یک «نه» بگوییم آسایش و آرامش زیادی را برای خود خریده‌ایم، اما نتوانسته‌ایم از این کلمۀ دو‌حرفی استفاده کنیم و آن را به زبان
  • جلال ایجادی: مدرنیته ناقص و زیانباری اسلام در ایران
    آیا ایران به مدرنیته نیازمند است؟ تلاش برای مدرنیته از زمان مشروطه آغاز شد و ناکام باقی ماند. رابطه ما با مدرنیته در تمدن غرب چگونه قابل تعریف است؟ آیا امروز دسترسی به مدرنیته در جامعه ما کماکان یک
  • آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار در حال احتضار نیست؟
    نوشتار زیر مشتمل بر دو بخش است؛ در بخش نخست، خُرده‌‌پرسش‌‌هایی اعتراضی به نسبت وضعیت فلاکت‌‌بار موجود و در خطاب با جناب استاد ملکیان طرح می‌‌شود تا زمینه برای پرسش انتقادی بزرگ‌تر از ایشان که در بخش
  • قیام فرانسه، چرا اکنون؟
    پس از سالها شکست اجتماعی، حالا یک جنبش منحصر به فرد دولت را وادار به کنار گذاشتن تعصب بودجه ای اش نموده است. با استفاده از تاکتیک های مناسب، جلیقه زردها در مباحث حفاظت از آب و هوا و قدرت خرید فریب
اقتصاد
محیط زیست
  • بیست گزاره اقلیمی در باره سیلاب ایران
    در قالب بیست گزاره کوتاه تلاش کرده‌ام به زبانی خیلی ساده وجوه اقلیمی سیل‌های اخیر را شرح دهم. بیشتر متمرکز بوده‌ام بر سوالات و ابهاماتی که در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد. امیدوارم روشنگر و پاسخگو
  • 30 سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت ایسنا
    رئیس انجمن جنگلبانان ایران، با بیان اینکه ۳۰ سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت، گفت: در استان گیلان راش و شاه بلوط دچار بیماری شده اند و در آینده نزدیک شاهد مرگ و میر دسته جمعی این گونه ها
  • دریای خزر، دریای مرده ایسنا
    بر اساس یافته‌های محققان کشور، تراز آب دریای خزر در سال‌های اخیر کاهش یافته است، ضمن آنکه انواع مواد آلاینده و فاضلاب‌های شهری و کشاورزی به این دریا وارد می‌شود که با افزایش بار آلی در بستر و کاهش
  • 10 حقیقت انکارناپذیر در مورد تغییرات اقلیمی کره‌ی زمین حسام میثاقی
    کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد که در ماه دسامبر سال ۲۰۱۸ و در شهر کاتوویس لهستان برگزار شد، با تصویب توافق‌نامه‌ای به کار خود پایان داد. در پایان این کنفرانس، نمایندگان بیش از ۱۹۰ کشور در
  • اقیانوسی سرشار از پلاستیک حسام میثاقی
    شاید برای شما هم پیش آمده که هنگام خرید میوه و سبزیجات، هر یک از انواع میوه را در کیسه‌های پلاستیکیِ جداگانه ریخته‌اید تا وزن‌کردن جداگانه‌ی میوه‌ها آسان‌تر شود. شاید شاهد بوده‌اید که نفر روبه‌روی
  • می‌شود مردم را زوری به بهشت سبز برد؟ علیرضا اشراقی
    آیا حمایت و حفاظت از محیط زیست با دموکراسی و حقوق ‌بشر تعارض دارد؟ به نظر که چنین نیست؛ در اسناد سازمان‌ ملل، این‌ها در یک‌راستا و مقوم یکدیگر تعریف شده‌اند. روندهای سیاسی در کشورهای مختلف جهان هم