اندیشه ، فلسفه
  • نخستین زنان فیلسوف داگ هاربِنشْرود
    من به پا خاسته‌ام تا تو را به چالش دعوت کنم یایناوالکیا! با دو پرسش، درست مثل یک سلحشور بی‌رحم… که زهِ کمانش را سخت می‌کشد و دو تیر مهلک در دست دیگرش دارد، به پا می‌خیزم تا دشمن را به چالش دعوت
  • اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملکیان، مقصود فراستخواه و امیر اکرمی
    محسن آزموده| متاسفانه اخلاق در عرف جامعه ما به معنای مجموعه‌ای از باید و نبایدهای نیک‌خواهانه اما بدون مبنا فروکاسته شده و وقتی کسی دم از اخلاق می‌زند، ذهن همگان به سمت انبانی از نصایح و توصیه‌های
  • انسان و هستی بهرام حبیبی
    همه هستی، از ته تیره خاک تا روشنای آسمان، طربخانه زندگی است .غور در پدیده های طبیعت، کشف نظم قانونمندِ ترکیبِ هستیِ بیجان، روند تکامل از موجودات ذره ای تا به انسان هوشمند و روابط زنده و معقولی که بین
  • افول دموکراسی در سراسر جهان اَدَم فارِست
    به نظرِ اندیشکده‌ی «خانه‌ی آزادی»، افول دموکراسی در سراسر جهان «نگران‌کننده» است و شمار فزاینده‌ای از کشورها به سوی حکومت اقتدارگرایانه گام برمی‌دارند. یافته‌های گزارش سالانه‌ی این سازمان آمریکایی،
  • دو مفهوم عقل در تاریخ اندیشه
    نوشتار مختصر حاضر از سه بخش تشكیل شده است. در بخش نخست مقدمه‌ای درباره‌ی ابهام مفهوم عقلانیت به دست خواهم داد و بعد برای رفع این ابهام دو قسم «جزمی» و «نقادانه»ی عقلانیت را از هم بازخواهم شناخت و در
  • در زیر سنگفرش، ساحل آرمیده است: تأملاتی در باب میراث مکتب فرانکفورت سیلا بن‌حبیب
    مه 1968 سرآغاز بیداری سیاسی نسل من بود. در آن زمان دانشجوی کالج آمریکایی دختران در استانبول بودم و به عنوان دختر جوانی یهودی در جامعه‌ای با اکثریت مسلمان و به سبب غلیان آمریکاستیزیِ ناشی از جنگ
  • ریچارد رورتی: از فلسفه به سیاست آلن مالاچوفسکی
    ریچارد رورتی (2007-1931)، فیلسوف آمریکایی، در سرتاسر کارنامه‌ی خود حامی رویکرد درمانگرانه به فلسفه بود: حتی در اوایل دوران کاری‌اش کاملاً به چنین رویکردی گرایش داشت، در همان مقطعی که نوشته‌هایش به
تجددگرايی
  • برای اصلاح ایران، باید از اصلاح فرهنگی شروع کنیم ماشاءالله آجودانی در گفتگو با محمد حیدری
    در ادامه‌ی گفت‌وگو‌‌های آسو درباره‌ی مسائل بنیادی ایران، ماشالله آجودانی می‌گوید یکی از مهم‌ترین مسائل ما این است که بیش از اصلاح فرهنگ به تغییر سیاسی اهمیت دادیم و فکر کردیم که با سیاست می‌توانیم
  • خردگرایی و روشنگری
    واژه خرد گرایی هنگامی که در ارتباط با متفکران و فیلسوفان قرن هفده اروپا نظیر رنه دکارت، باروخ اسپینوزا، و گوتفرید لایب‌نیتس به کار رود، به معنایِ باور به عقل به عنوانِ تنها منبعِ معتبرِ است این
  • دولت پژمرده؛ انسان – دولت با نشاط [ دکتر مهدی مطهرنیا
    مقدمه : شتاب روزافزون انسان در گذار از دهلیزهای هزارتو در توی علم، و فناوری؛ و گذار پی در پی از پوسته های جور واجور شعور متعارف، به سرعت شتاب را نیز از گویایی بازمی دارد. نیاز به کاربرد «ریشتر»[2]،
  • احساسات، موضوع جدید پژوهش‌های اجتماعی گفتگو با جوزف بن پترزل
    در اواخر قرن نوزدهم میلادی، بسیاری از نویسندگان معاصر در هر دو شهر برلین و قاهره از تغییرات شهری با عبارات مشابهی یاد کردند و همگی بر این باور بودند که این تغییرات بر احساسات مردم تاثیرات بزرگی
  • در آینه انديشه
    چيزى كه تمام پرسش‌ها و پژوهش‌های «محمد ضيمران» را صورت‌بندی می‌کند همان بحث كهنه و کلیشه‌ای «سنت و مدرنيته» است كه البته او با سنجه و نگره جديدى سراغ آن رفته و به دریافت‌های ديگرى از آن رسيده است. او
تاریخ
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت هفدهم) زهره روحی
    با وجود اعمال غیر قانونی رضا خان ، وی در آبان 1302 به مقام نخست وزیری می‌رسد و حتی قبل از افتتاح مجلس پنجم (22 بهمن 1302)، پیشاپیش اکثریت اعضاء مجلس را که از اصلاح طلبان غیر مذهبی بودند، موافق با خود
  • سرگذشت عجیب ملکه‌ استر: از دربار هخامنشی تا کاخ سفید علیرضا اشراقی
    یکی از پندهایی که از گذشته می‌شود گرفت این است که به ندرت کسی از گذشته پند می‌گیرد. اما با کمی زحمت می‌توان گذشته را طوری ارایه کرد تا مخاطب پندی را که می‌خواهیم از آن بگیرد. برای چنین‌کاری لازم است
  • با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت پانزدهم) زهره روحی
    اگر همه اینها، جهت زدودن تبعیض اجتماعی از اقشار مختلف بوده، اگر روحانیان به این دلیل از مصدرهای قدرتی خویش پایین کشیده شدند تا «عدالت اجتماعی»، و برابری حقوق همگان، در جامعه حضور یابد، خوب است بدانیم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 6
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران تلقی آیات نجف از امر به معروف و نهی از منکر نیز برخاسته از دریافت مدنی وعرفی آنان از حکمی شرعی است. آخوند خراسانی ، در پاسخ به استفتایی در باره ” لزوم
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 5
    طرحی از یک نظریه مشروطیت و حکومت قانون در ایران جنبش مشروطه خواهی مردم ایران ، به خلاف آن چه اهل ایدئولوژی نسنجیده گفته اند، گامی فراتر در غربزدگی نبود. پرچم غربزدگی نیز با مشروطیت ” بر بام سرای این
  • تجدید مطلعی در مفهوم سنت 4
    موضوع ” مشروعه شدن مشروطه ” نبود، مناقشه اساسی این بود که تا چه مقیاسی می توان اصول عقلایی علوم شرعی را در جهت مشروعیت مشروطیت متحول کرد؟رویارویی میرزای نائینی و شیخ فضل الله رویارویی دو
آمار بازدید سایت
0001997
Visit Today : 50
Visit Yesterday : 73
This Month : 1997
Who's Online : 1

در بارهی کلیشه‌‌ها یک چیز قطعیت دارد و آن این است که نباید از کاربرد آن‌‌ها بدتان بیاید. استفاده از کلیشه‌‌ها را معمولاً نشانه‌‌ی اندیشهی‌‌ بی‌مایه و عاری از خلاقیت می‌شمارند. خوشبختانه، اگر یک لحظه راجع به چیزی که می‌خواهید بگویید یا بنویسد، فکر کنید گرفتار این تله‌‌‌ نمی‌شوید؛ یا می‌شوید؟ منظورم از «کلیشه»  عبارت‌های تکراری است که از حرف‌‌های مستعمل تا حکایت‌‌های کهنه را در بر می‌گیرد؛ چیزهایی که در گفتار و نوشتار ما بیش از آنچه می‌پنداریم یا حاضریم بپذیریم، رواج دارند. ما تمایل داریم که کلیشه‌‌ها را به‌شدت نفی کنیم اما روث عاموسی، پژوهشگر فن بلاغت در دانشگاه تل‌آویو، نشان داده که کلیشه‌ها در نحوهی نگرش ما به مردم و چگونگی ارتباطمان با آن‌‌ها نقشی اساسی دارند. «اوضاع چطوره؟»، «ای، بدک نیست»: در تعاملات روزمره، کلیشه‌‌ها به ما اجازه می‌دهند بدون نیاز به پرسش‌ و مقدمه‌چینی، زمینهی مشترکی برای گفتگو پیدا کنیم. کلیشه‌ها مثل یک الگوریتم ذهنیِ مشترک هستند و ارتباط مؤثر را آسان و روابط اجتماعی را تقویت می‌کنند. با این وصف، باید ببینیم از چه زمانی استفاده از کلیشه‌ها در روابط انسانی نوعی گناه تلقی شد و نشانه‌‌‌ای از ساده‌لوحی و میان‌مایگی به شمار رفت؟ بی‌تردید، آگاهی از عیب و نقص‌های امور متعارف چیز تازه‌‌‌ای نیست. از قدیم، منتقدان به ناتوانی الگوهای مبهم و کهنهی زبانی اشاره کرده و از آن‌‌ها در هجوهای گزنده استفاده نموده‌اند. برای مثال، سقراط در افشا و مسخره‌کردن قراردادهای توخالی و تکراری تبحر داشت. افلاطون در گفت‌وگوی موسوم به منِکسِنوس، مرثیه‌ای طولانی می‌سراید و کلیشه‌‌های یادبودی را که در ستایشِ بیش از حد درگذشتگان به کار می‌رود، مسخره میکند. قرن‌‌ها بعد، دون کیشوت، قهرمان رمان میگوئل د سروانتس، اسیر کلیشه‌‌های قهرمانیِ خیال‌پردازانه و سلحشورانهی قرون وسطی شده و با دشمنان خیالی مبارزه می‌کند (و کلیشهی «حمله به آسیب بادی» را که هنوز هم به کار می‌رود، خلق می‌کند). ویلیام شکسپیر، در سونات 130، با شوخ‌طبعی از کاربرد مجازهای کلیشه‌‌‌ای (مثل: چشم‌های بادامی و گونه‌های گلگون) در ستایش معشوق خودداری می‌کند و بر کهنگی و نادرستیِ چنین «همانندسازی‌‌های دروغینی» تأکید می‌کند.

اما این انتقادات از عبارت‌های قراردادی در بعضی ذهنیت‌های پیش از مدرنیته ریشه دارد که قرارداد و صورت پایه و اساس خلاقیت هنری به حساب می‌آمد. ارتباط بین آفرینندگی و بداعت، بعدها، در قرن هجدهم مطرح شد و به سازمان‌دهی حملاتی سخت‌‌‌‌‌تر به تکیه‌کلام‌‌های تکراری انجامید. واژه‌ی «کلیشه» که از زبان فرانسه وام گرفته شده، نسبتاً جدید است. این واژه در اواخر قرن نوزدهم، به عنوان نام‌آوایی شبیه به صدای «کلیک» حاصل از ذوب شدن سرب روی صفحهی چاپ ابداع شد. این واژه در آغاز، نام خود صفحهی چاپ بود اما بعدها به استعارهای در توصیف ابزارهای گفتاری قالبی و پیش‌ساخته تبدیل شد. تصادفی نیست که واژهی «کلیشه» در ارتباط با فناوری جدید چاپ به وجود آمده است. انقلاب صنعتی و تمرکز بعدی آن بر سرعت و یک‌دستی، همزمان با تحول اجتماع و گسترش رسانه‌‌های جمعی رخ داد؛ وقتی به تدریج افراد بیشتری توانستند افکار و عقاید خود را در عرصهی عمومی بیان کنند؛ امری که ناگزیر ترس از صنعت‌زدگی در گویش و اندیشه را برانگیخت. (توجه کنید که «stereotype» نیز واژهی دیگری است که از دنیای چاپ وام گرفته شده و به الگو یا صفحه‌‌‌ای چاپی اشاره داشته است.) بنابراین، به نظر می‌رسد که یکی از ویژگی‌های متمایز مدرنیته این است که پایبندی به قالب‌های مرسوم، مغایر با عقل و هوش به شمار می‌رود.

کلیشه‌‌ها در هنر و ادبیات، اغلب برای جلب توجه مردم به کار می‌روند. کلیشه‌‌ها به خوانندگان اجازه می‌دهند تا به آسانی با موقعیت همراه شوند و به این ترتیب، انتقاد کردن یا کنایه زدن را ممکن می‌سازند. برای مثال، وا‌ژه‌نامه‌ی نظرات متعارف (1913-1911) اثر گوستاو فلوبر شامل صدها مدخل درباره‌ی نظرات نسنجیده‌ی مد روز در قرن نوزدهم («آکادمی، واژه‌ای فرانسوی– تا می‌توانی از آن انتقاد کن، اما در صورت امکان سعی کن عضوش شوی»)، باورهای رایج («می‌خوارگی– علت تمام بیماری‌‌های جدید»)، و عقاید سطحی عمومی است («مستعمرات-وقتی دربارهی آن‌‌ها حرف می‌زنی خودت را غمگین نشان بده»). فلوبر از این طریق به انحطاط فکری و اجتماعی ناشی از کاربرد کلیشه‌‌ها می‌تازد و می‌گوید که نظرات دم‌دستی، پیامدهای سیاسی مهلکی دارند. اما به رغم حملهی او به کلیشه‌ها، این کتاب نشان می‌دهد که استفاده‌ی راهبردی از کلیشه‌ها می‌تواند مؤثر باشد.

باراک اوباما، در سال ۲۰۱۳، در کمیته‌ی ملی حزب دموکرات اعلان کرد این که آمریکا بزرگ‌‌‌‌ترین کشور روی زمین است، حرفی کلیشه‌‌‌ای بیش نیست.

نظریه‌پرداز فرانسوی، رولان بارت، یکی از پیروان فلوبر، هم دلمشغول تأثیر سیاسی کلیشه‌‌ها بود. او در مقالهی «دستور زبان آفریقایی»، در کتاب اسطوره‌شناسی‌ها (1957)، از توصیف‌های رایج در مستعمر‌ات آفریقاییِ فرانسه پرده بر می‌دارد (مردمِ زیر سلطه‌ی استعمار همواره به طور مبهم «جمعیت» خوانده می‌شوند اما استعمارگران مشغول انجام «وظیفه»ای توصیف می‌شوند که دست «سرنوشت» به آنها سپرده است). بارت نشان می‌دهد که کلیشه‌‌ها چگونه بر واقعیت بی‌عدالتی سیاسی سرپوش می‌گذارند. او در مقاله‌ی «خانوادهی بزرگ انسان» در همین کتاب، نشان می‌دهد که کلیشهی «همهی ما یک خانوادهی بزرگ و خوشبخت هستیم»، بی‌عدالتی‌های فرهنگی را در پس شعارهای توخالیِ جهان‌شمول و صور خیال واهی پنهان می‌کند.

نویسندهی انگلیسی، جورج اورول، نیز کلیشهها را به باد انتقاد گرفت. او در مقالهی «سیاست و زبان انگلیسی» (1946)، کلیشه‌‌های روزنامه‌نگاری را ساختارهایی خطرناک می‌خواند که واقعیات سیاسی را پشت حرف‌های توخالی مخفی می‌کند. او به استعاره‌های رو به زوال، (مثل: شانه به شانهی کسی ایستادن)، یا (دور را به دست حریف دادن)، عبارت‌های توخالی، (مانند: به چیزی تمایل داشتن)، (شایستهی توجه ویژه)؛ صفات قُلُنبه، (چون: «حماسی»، «تاریخی»، «فراموش‌ناشدنی») و بسیاری واژگان‌‌ بی‌معنی دیگر (مثل: «رومانتیک»، «ارزش‌‌ها»، «انسان»، «طبیعی») بهشدت می‌تازد.

چنین حملاتی به «کلیشه‌‌ها» موجّه و معقول به نظر می‌رسند اما همگی دو اشکال دارند. اول: هر نویسنده‌‌‌ای  تصور می‌کند که همواره دیگران کلیشه‌ها را به کار می‌برند و خودش هرگز چنین‌‌‌ نمی‌کند. چنین نگاهی این واقعیت را نادیده می‌گیرد که کلیشه‌‌ها بخشی نهادینه و تقریباً گریزناپذیر در فرایند ارتباط بوده و همواره در معرض تعبیر و تفسیر متنی قرار می‌گیرند. دوم: حرفی که موثق و مؤثر به نظر می‌رسد، از منظری دیگر کلیشه به شمار می‌رود، و برعکس. به همین دلیل است که رئیس جمهوری آمریکا، باراک اوباما، در سال 2013، در کمیته‌ی ملی حزب دموکرات اعلان کرد این که آمریکا بزرگ‌‌‌‌ترین کشور روی زمین است، حرفی کلیشه‌‌‌ای بیش نیست و این در حالی است که خودش همواره متهم بود که در سخن‌رانی‌هایش کلیشه‌‌‌ای صحبت می‌کند و عبارت‌هایی مثل لزوم «حفاظت از نسل‌‌های آینده»، «با هم می‌توانیم تغییر ایجاد کنیم» و «بگذارید صریح بگویم» را به کار می‌برد.

منتقدان کلیشه، مسئلهی مهم دیگری را هم نادیده می‌گیرند: استفاده از کلیشه به این معنی نیست که ما دستگاه‌های تقلید کورکورانهایم و از تکرارپذیری زبان و فرسودگی آن‌‌ بی‌خبریم. ما اغلب عامدانه، آگاهانه و عاقلانه برای رسیدن به اهدافی معین از کلیشه‌ها استفاده می‌کنیم. برای مثال، به این عبارت معمولی توجه کنید: «این حرفی کلیشه‌‌‌ای است اما…»؛ یا کاربرد کلیشه‌‌ها را در صحبت‌‌های کنایه‌آمیز در نظر گیرید. کلیشه‌‌ها همیشه در سیاقی خاص به کار برده می‌شوند و سیاق کلام هم اغلب به عبارت‌های پیش‌پا‌افتاده‌ای که ظاهراً قدرتی ندارند، نیروی چشمگیری می‌بخشند. کلیشه‌‌ها به‌رغم بدنامی، پیچیده‌‌‌‌‌تر و چندلایه‌‌‌‌‌‌‌‌تر از چیزی هستند که به نظر می‌رسد.

اگر ایدهی مرتبط و جدیدتر «میم» (meme) را که زیست‌شناس تکاملی، ریچارد داوکینز، در کتاب ژن خودخواه (1976) مطرح کرده در نظر بگیریم شاید طرز فکرمان درباره‌ی کلیشه عوض شود. «میم»ها مصنوعات فرهنگی حاضر و آماده‌ای هستند که خود را از طریق گفتمان تکثیر می‌کنند. درست همان‌طور که تفکر درباره‌ی کلیشه‌‌ها پس از انقلاب صنعتی و فناوری رونق گرفت تفکر درباره‌ی میم‌ها نیز همراه با انقلاب دیجیتالی رواج یافته است. تکثیر یک میم حاکی از موفقیت آن است اما به نظر می‌رسد هر چه تعداد بیشتری از مردم از یک کلیشه استفاده کنند تأثیرش کاهش می‌یابد. با این حال، یک کلیشهی واحد، مثل یک میم رایج، جلوه‌های گوناگونی دارد. یک میم می‌تواند به شکل‌های گوناگونی ظاهر شود و حتی اگر بدون شرح و توضیح به اشتراک گذاشته شود، گاهی نفس همین به اشتراک گذاشتن، جایگاه خاصی به آن می‌بخشد. کلیشه‌‌ها هم به همین صورت رفتار می‌کنند؛ یعنی در بافتارهای خاص، معانی جدیدی پیدا می‌کنند و همین امر سبب می‌شود که در تعاملات گوناگون مؤثر باشند.

بنابراین، دفعه‌ی دیگر قبل از این که اتهام بزنید «این هم یک کلیشه است!»، به کلیشه‌‌هایی فکر کنید که معمولاً به کار می‌برید. آیا این کلیشه‌ها در محیط فرهنگی و اجتماعی شما رواج دارند؟ آیا به احوال‌پرسی‌‌های معمولی، حرف‌های سیاسی یا دیگر نظرات ربط دارند؟ آیا بعضی از آن‌‌ها را در متن این مقاله ندیدید؟ حتماً دیدید. به هر حال، به نظر می‌رسد که نه می‌توانیم با کلیشه‌ها کنار بیاییم و نه می‌توانیم بدون آن‌‌ها زندگی کنیم.

برگردان: خسرو دهقانی


print

مقالات
  • پاسخ به کتاب آسیب شناسی یک شکست ، نوشتۀ علی میرفطروس حمیدرضا مسیبیان
    مدت­ها پیش مطالبی از « علی میرفطروس» با عنوان «آسیب شناسی یک شکست» دیده بودم که به شدت در تلاش بود تا با نسبت دادن دروغ­های مکرر به دکتر مصدق به خیال خودش او را تخطئه کرده و برای پهلوی تبلیغ نماید
  • روشنفکر ایرانی و قهرمان پرستی اسفندیار طبری
    در این نوشته از دو دیدگاه اسطوره ای و سیاسی به رابطه بین هیروییزم یا قهرمان پرستی‌ و روشنفکر ایرانی پرداخته می-‌ شود. از دیدگاه فرهنگی‌ روشنفکر در یک چهارچوب فرهنگی‌ مجاز، مجبور به اندیشیدن بوده است.
  • «نه» گفتن را هم یاد بگیریم کوروش‭ ‬ساسانی
    برای خیلی از ما پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیریم که می‌‍‍‌دانیم اگر یک «نه» بگوییم آسایش و آرامش زیادی را برای خود خریده‌ایم، اما نتوانسته‌ایم از این کلمۀ دو‌حرفی استفاده کنیم و آن را به زبان
  • جلال ایجادی: مدرنیته ناقص و زیانباری اسلام در ایران
    آیا ایران به مدرنیته نیازمند است؟ تلاش برای مدرنیته از زمان مشروطه آغاز شد و ناکام باقی ماند. رابطه ما با مدرنیته در تمدن غرب چگونه قابل تعریف است؟ آیا امروز دسترسی به مدرنیته در جامعه ما کماکان یک
  • آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار در حال احتضار نیست؟
    نوشتار زیر مشتمل بر دو بخش است؛ در بخش نخست، خُرده‌‌پرسش‌‌هایی اعتراضی به نسبت وضعیت فلاکت‌‌بار موجود و در خطاب با جناب استاد ملکیان طرح می‌‌شود تا زمینه برای پرسش انتقادی بزرگ‌تر از ایشان که در بخش
  • قیام فرانسه، چرا اکنون؟
    پس از سالها شکست اجتماعی، حالا یک جنبش منحصر به فرد دولت را وادار به کنار گذاشتن تعصب بودجه ای اش نموده است. با استفاده از تاکتیک های مناسب، جلیقه زردها در مباحث حفاظت از آب و هوا و قدرت خرید فریب
اقتصاد
محیط زیست
  • بیست گزاره اقلیمی در باره سیلاب ایران
    در قالب بیست گزاره کوتاه تلاش کرده‌ام به زبانی خیلی ساده وجوه اقلیمی سیل‌های اخیر را شرح دهم. بیشتر متمرکز بوده‌ام بر سوالات و ابهاماتی که در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد. امیدوارم روشنگر و پاسخگو
  • 30 سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت ایسنا
    رئیس انجمن جنگلبانان ایران، با بیان اینکه ۳۰ سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت، گفت: در استان گیلان راش و شاه بلوط دچار بیماری شده اند و در آینده نزدیک شاهد مرگ و میر دسته جمعی این گونه ها
  • دریای خزر، دریای مرده ایسنا
    بر اساس یافته‌های محققان کشور، تراز آب دریای خزر در سال‌های اخیر کاهش یافته است، ضمن آنکه انواع مواد آلاینده و فاضلاب‌های شهری و کشاورزی به این دریا وارد می‌شود که با افزایش بار آلی در بستر و کاهش
  • 10 حقیقت انکارناپذیر در مورد تغییرات اقلیمی کره‌ی زمین حسام میثاقی
    کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد که در ماه دسامبر سال ۲۰۱۸ و در شهر کاتوویس لهستان برگزار شد، با تصویب توافق‌نامه‌ای به کار خود پایان داد. در پایان این کنفرانس، نمایندگان بیش از ۱۹۰ کشور در
  • اقیانوسی سرشار از پلاستیک حسام میثاقی
    شاید برای شما هم پیش آمده که هنگام خرید میوه و سبزیجات، هر یک از انواع میوه را در کیسه‌های پلاستیکیِ جداگانه ریخته‌اید تا وزن‌کردن جداگانه‌ی میوه‌ها آسان‌تر شود. شاید شاهد بوده‌اید که نفر روبه‌روی
  • می‌شود مردم را زوری به بهشت سبز برد؟ علیرضا اشراقی
    آیا حمایت و حفاظت از محیط زیست با دموکراسی و حقوق ‌بشر تعارض دارد؟ به نظر که چنین نیست؛ در اسناد سازمان‌ ملل، این‌ها در یک‌راستا و مقوم یکدیگر تعریف شده‌اند. روندهای سیاسی در کشورهای مختلف جهان هم